حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

نیمه خالی لیوان --- اعمال روز 17 ربیع الاول
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱۱/۳٠
 

اعمال روز 17 ربیع الاول

راستش خیلی از وقتها عادت کردیم نیمه خالی لیوان را ببینیم در حالی که نیمه پری هم هست. امروز می خواهم در مورد یکی از همین نمونه مثالها صحبت کنم تا درسی برای خودم هم باشد. چه درسی؟

این جمله دانشمند بزرگ سیدبن طاووس را بخوانید.

سـیـد بـن طـاووس در کتاب اقـبـال می گوید: گروهى از مـسـیـحـیـان و جـمـعـى از مـسلمین را یافتم که تعظیم فراوانى از روز ولادت حضرت عیسى علیه السـلام مـى نـمـایـنـد و تـعـجـب کـردم کـه چـگـونـه مـسلمانان قانع شدند که روز ولادت پیامبرشان که اعظم از همه پیامبران است به این مرتبه از تعظیم و گرامیداشت باشد که کمتر از تعظیم مسیحیان است میلاد عیسى علیه السلام را.

این جمله ایشان عین حقیقت هست. باید قبول کنیم که ما در بزرگداشت میلاد پیامبر که بالاترین نعمت خداوند متعال بر انسانها بوده، خیلی کوتاهی می کنیم. در حالیکه روز 17 ربیع الاول یکی از روزهای مهم سال؛ می باشد.

امروز، روز بزرگى براى تاریخ اسلام بلکه تاریخ بشریت است؛ روز ولادت نبى مکرم و رسول اعظم اسلام، حضرت محمّدبن‏عبداللَّه و همچنین روز ولادت امام به ‏حق‏ ناطق، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام‏ و برکات این روز به خاطر آن ولادت عظمى‏ و ولادت امام بزرگوار، امام جعفر صادق، براى مسلمانها بسیار عظیم است.

بزرگداشت این روزها براى تذکر ماست؛ تذکر به عظمت مولود این روز، که حقیقتاً فهم و ادراک بشرى کوچکتر از آن است که بتواند آن حقیقت عظیم و آن روح والا و بزرگ را، با آن نورانیت، بدرستى درک کند.

یکی از نشانه های اهمیت اینگونه روزها؛ اعمال و آدابی است که توصیه شده انجام بدهیم. برای این روز هم اعمال فراوانی نقل شده که بخشی از آنها عبارتند از:

1- غسل کردن.

2- زیارت پیامبر و امیرمؤمنان از دور یا نزدیک‏.

3- روزه‏دارى. طبق روایت، روزه‏دارى در این روز برابر با روزه یک سال است.

4- دو رکعت نماز هنگام بالا آمدن آفتاب.

در هر رکعت پس از حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره توحید خوانده شود.

5- گرامى داشتن مسلمانان و صدقه دادن.

6- جشن و شادى کردن.

7- به مشاهد شریفه رفتن.

البته هر کدام از این اعمال توضیحاتی دارند که می توانید به کتابهای مثل مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی مراجعه کنید.


 

امروز شنبه و فقط دو روز تا مراسممون....

دعا کنین...

 


 
comment نظرات ()
 
دوشنبه و جشن ما ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٧
 

سلام

امروز چهارشنبه و طبق معمول وقت کم دارم که توضیحات بدم :

فقط تابتلا :

1-     فردا امتحان ارشد دارم ولی تو TMS  به سر میبرم ( بای دیدن tms به پست های قبل رجوع کنید )

2-     دوشنبه مراسممونه .کمی استرس شیرین دارم

3-     دیروز وسائلو بردن خونه عروس ..

4-     فردا بعد امتحان میرم خونه

5-     کت و پیروهن رو خریدم اینجا + ساعت

6-     از همین الان  میلاد حضرت رسول رو تبریک میگم + میلاد امام صادق (ص) رو تبریک میگم

7-     و نیز روز مهر ورزی

8-     این چند روز بد جوری دلم واسه خانویم تنگ شد . یه جور دلتنگی متفاوتی  از بقیه دلتنگیا ..

9-     دعام کنید ...

 


 
comment نظرات ()
 
ما هم در جمع زائران پرشور سرزمین نور ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٦
 

سلام

تو این گیر و دار مراسممون خبر قطعی شدن رفتن من و خانومم اونم با دوستای گل کلوبیم خیلی من  رو خوشحال کرد

این متن رو به همه دوستانم و به خصوص خانومیه گلم تقدیم میکنم

---                ------         --------           -------------            ----------------------


خوش به حالتون که در لحظخ حلول دلهاتون حول مقام شهادت هروله می کنه و هم نفس با شهدا احسن الحال را درک می کنید

 

کشتی پهلو گرفته ذهن پرسشگرم به ساحل پاسخی خدایی آرام گرفته است و من به  ساحل نشسته،  مستغرق در ابتهاجی کودکانه ، باز دلم را به دریا می زنم تا ببینم تقدیر ، به کدام ساحلم رهنمون خواهد ساخت .

مدتها بود دنبال مصداقی بودم تا ببینم زیارت مناطق عملیاتی و مشخصا شرکت در اردوی راهیان نور را به چه می توان تشبیه کرد ؟!

چندروز پیش کمیته فرهنگی راهیان نور استان... جلسه ای داشت که ماراهم برای شنیدن نظرات جوانان دعوت کرده بودند .

من در میان همهمه و شور و شوق دانشجویانی که با شعف خاص ،  مشغول آسیب شناسی بودند،  قلم بر روی کاغذ گذاشته و سیاه مشقی از ذهن آشفته ام را روی صفحه سفید منتقل می کردم .

بارقه ای در ذهنم پدیدی آمد و همان شد که باید و حال این که می خوانید،  ترجمان همان افکاراست .

* مدخل اول

بهره مندی از فیوضات شب قدرباندازه استعداد افراد تنوع دارد و صرف اینکه شخصی فقط در شب های قدر بیدار باشد این یعنی احیا ولی احیای من کجا و احیای اهل دل کجا ؟!

* مدخل دوم

 برای درک اکمل فیوضات شب قدر، مقدماتی لازم است از جمله اینکه روزه دار آداب ورود به شب قدر را رعایت کند تا از خوان نعمت لایتناهای الهی بهره وافی برد و بر اریکه عبودیت تکیه زند !

* مدخل سوم

 درک شب قدر و خوشه چینی و تنعم از نعمت خداوندی،  یک چیز است و صیانت آن تا شب قدر سال آتی ، داستانی دیگر دارد  و مرد راه همی خواهد تا داشته هایش را تا سالی دیگر پاسداری کند !

* مخرج اول

هرآنکه قدم بر خاک پاک اهالی آسمان می گذارد  و بر سر سفره شهدا می نشیند و پای در سرزمین عروج ارواح طیبه می گذارد روزه داری است که شب قدر را  احیا کرده است و خود می داند که ایام ماضی چه کرده و با کدام حال بی خوابی شب قدر را به جان خریده است و هرکه به آن می رسد که از آن بوده  ؟!!

یکی خستگی می یابد ،  دیگری دلخستگی و آن یک دلبستگی و تو خود دانی از کدامین گروهی !!!

* مخرج دوم

سه روز وقوف در بهشت خاکی، که قدم به قدم اش مطهر به قدوم شهیدی از دیار شهود است ، همان سه شب قدر است.

 حال خود دانی یا بخواب ...

یا بیدار باش...

... یا بیدار شو !!!

 

* مخرج سوم

هرکه هستی و هر چه داری مطمئن باش بسته به ظرفی که می بری پر و پیمان باز خواهی گشت به هوش باش، توشه راه ، به تاراج راهزنان و حراج معصیت از کف ندهی !!

 

 

طوبی لکم و حسن مآب


 
comment نظرات ()
 
داستان کوتاه زیبا
نویسنده : مصطفی - ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٤
 

داستان کوتاه

روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود.

پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را تبریک می گوید و سپس عاجزانه می افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست.
دو ونسنزو تحت تاثیر حرفهای زن قرار گرفت و چک مسابقه را امضا نمود و در حالی که آن را در دست زن می فشرد گفت: برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی را آرزو می کنم.
یک هفته پس از این واقعه دوونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالی رتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیک می شود و می گوید: هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت کرده اید. می خواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و مشرف به مرگ ندارد، بلکه ازدواج هم نکرده. او شما را فریب داده، دوست عزیر!
دو ونسزو می پرسد: منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟
بله کاملا همینطور است.
دو ونسزو می گوید: در این هفته، این بهترین خبری است که شنیدم.


نقل از کتاب «بهترین قطعات ادبی»

 

 


کمتر بترس، بیشتر امیدوار باش
کمتر ناله کن، بیشتر نفس بکش
کمتر حرف بزن، بیشتر بشنو
کمتر متنفر باش، بیشتر عشق بورز

و در این صورت است که تمامی چیزهای خوب جهان از آن تو خواهد بود


 
comment نظرات ()
 
جمله زیبا از شکسپیر
نویسنده : مصطفی - ساعت ٦:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٤
 
Shakespeare said :
I always feel happy, You know why? Because I don't expect anything from anyone, Expectations always hurt.. Life is short.. So love your life.. Be happy.. And Keep smiling.. Just Live for yourself and

Before you speak »Listen
Before you write »Think
Before you spend »Earn
Before you pray »Forgive  
Before you hurt »Feel
Before you hate »Love
Before you quit »Try
Before you die »Live


That's Life...Feel it, Live it & Enjoy it.


 
comment نظرات ()
 
دلتنــــــــــگی
نویسنده : مصطفی - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۳
 

                         دلتــــ  ــــنگ که می‌شوی

                     چشــــ ـــــم‌هایــ ــت را بـــــ ــــبند.

                مـــــــ ــــثلِ یک عکــــــ ـــــسِ فورـــــــ ـــــــی؛

          فــــــــ ـــورــ ـــــ ـــــــی ظاهـــ ــــــــر می شوـــــ ــــ ـــم.


 
comment نظرات ()
 
کارت دعوت جشن من و خانومی (اینترنتی)
نویسنده : مصطفی - ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٠
 

http://up1./images/x3mh28b972ulu92vnu8.jpg

اینم کارت دعوت من به دوستای عزیزم که الان دسترسی بهشون ندارم ...

 

 

یه سری دیگم تو ادامه مطلب گذاشتم براتون که به من ربطی نداره

با تبریک پیوندتان ارزوی زندگی سعادتمندانه و شادابی رو براتون دارم


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
اینم عکسی از ژشت خوابگاه و قدم های من راس ساعت 11 شب ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
 

http://islamupload.ir/images/8cg9zermmnfgzqnn6vrp.jpg

 

 

اینم عکسی  از ژشت خوابگاه و قدم های من راس ساعت 11 شب ...

 

ms


 
comment نظرات ()
 
ساحل دریای بابلسر -- من و خانومی
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
 

http://islamupload.ir/images/9mghlgd0754veba0zkb.jpg


 
comment نظرات ()
 
این روزها ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٤
 

سلام

طبق معمول من وقت ندارم


امروز یه ١٠ تومنی ایرانسل گرفتم یه ماه راحت باشم از دست اینترنت نداشتن

اینترنت خونم کم میشه یه دو روزی اینترنت بازی نمیکنم

{#emotions_dlg.e10}

راس میگم. چرا میخندین؟

همین جا نوشتنم کلی بهم حال میده اخه برای هانی بانوی خودم مینویسم دیگه

این روزها :

١- پروژه سنگین خرید کردنای مراسم

٢- پروژه تقریبا سنگین مهمونی رفتن ( جلسات ماهانه گرفته تا دعوتیای فامیلای نزدیک و... )

٣- پروژه سنگین آشنایی جزییات

۴- پروژه کارای درسی و فکر برای فیوچرز

۵- کمی تا حدودی تفکر و .... برای انجام مراسم مناسب تو روز ٢ اسفند که میلاد پیامبر ص و امام صادق  ع و ...

اخه هنوز باید بیشتر مشورت کنم در مورد انجام کارها و ...

۶- اولین بیروزن رفتن تنهای من و خانومیمه گلم انجام شد...... دریااااااااااااااااااااااا

دریاای بابلسر :):):)

اگه تونستم چند تا عکس بزودی میارم

٧- بعضی ها که خودشون میدونن قبلا مارو تحویل میگرفتن و نةر میدادن ولی مدتی نچندان کم..... اقای دوس جونم منظورم شماست ... کجایی؟  :):)  ( منتظرتم بیایمراسمما.با خانوم)

٨- دعام  کنین...

من برم اماده بشم... میخوام برم امام زاده ای زیبا تو قائمشهر با خانومی و... ؟ میدونی کی؟یادته خانومی؟


 
comment نظرات ()
 
به خاطر مادرم ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٤
 

چند سال پیش ، در یک روز گرم تابستان ، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت
مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کرد
مادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود

تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق
مادر آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد

پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد ، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت
" این زخمها را دوست دارم ، اینها خراشهای عشق مادرم هستند"

.گاهی مثل یک کودکِ قدرشناس خراشهای عشق خداوند را به خودت نشان بده، خواهی دید چقدر دوست داشتنی هستند

 

خدایا ... منو همیشه قدر دون زحمات مادرم بدون ...  آمین یا رب العالمین


 
comment نظرات ()
 
این روزها ... + دانلود دو فایل صوتی زیبا ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۳
 

سلام

فقط وقت دارم سریع بگم چیا شده این روزهام

1-     امروز امتحان من و خانومی تموم شده

2-     اولین نمرمو گرفتم و ناراحتم از نمرم .راستش نه به خاطر نمره بلکه به خاطر حقی که ازم خورده شده و من نمیتونم کاری کنم. البته بد نشد م ولی انتظار نمره کامل رو داشتم

3-     امروز خانومیم امتحان اخرش یعنی انقلابو داشت که من براش تحقیقی رو درست کردم که امیدوارم 20 بگیره و خوشحال تر از قب بشه

4-     فردا میرم خونه

5-     دلم برا خانومیم تنگ شده

6-     دوست دارم باهاش صحبت کنم.. دلم واسه صداش تنگ شده

7-     نمی دونم چرا هر جا میرم از ازدواج بد میگن. متاسفانه نمیدونن ازدواج فقط رسیدن یه دختر و پسر به هم نیست !!! فقط مسائل جنسی نیست. فقط پول لعنتی نیست .فقط اینو بخور اینو بپوش نیست .. مشکل ازینه که اونها واسه چیزی ازدواج کردن که یا هیچ وقت بهش نمیرسن یا خیلی زود بهش میرسن

8-     اربعین شهادت  امام حسین (ع) و یارانش رو به خانومی و همه شما تسلیت میگم... انشالله رهرو واقعی راهشون باشم

9-     فایل صوتی پست قبلیمو حتما دانلود کنین. فوق العادس ...

10- این دو تام به مناسبت اربعین براتون میزارم :

 

http://nayedel.ir/multimedia/nava/YatimMaghmom.mp3

http://nayedel.ir/multimedia/nava/ChashmHa.mp3

 

برام دعا کنین ...  خیلی نیاز به دعا  دارم ...


 
comment نظرات ()
 
تو باور نکن ... دکلمه زیبای خسرو شکیبایی
نویسنده : مصطفی - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۳
 

خدای من...

دارم دیونه میشم از وقتی اینو گوش دادم...

خدای من ...

نمیدونم ارامش میگیرم یا گریه یا...

حرف دلمه ... حرف همیشگی دلمه این شعر ...

 

http://gharybeh.persiangig.com/image/سلام.jpg


 فایل صوتی این شعر، با صدای مرحوم خسرو شکیبایی را می توانید از اینجا دریافت کنید.


 
comment نظرات ()
 
امشب دلم هواتو کرده .. یه جور دیگه.. به رنگ ماه کامل امشب ... ولی ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

 

امشب دلم هواتو کرده ..  یه جور دیگه.. به رنگ ماه کامل امشب ... ولی ...

 

 

خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی را دارم

ولی چون خودی را نداری

امام سجاد (ع)

 

http://www.nooronar.com/besmellah/archives/1054-20051025-12.jpg



 
comment نظرات ()
 
هنر نماییه خانومی ( پیتزا دلف )
نویسنده : مصطفی - ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱۱/۱
 

http://islamupload.ir/images/gurdcmaohmjsp5fxn9fp.jpg


 
comment نظرات ()
 
کوچولوی دوست داشتنیه من ........
نویسنده : مصطفی - ساعت ٥:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱۱/۱
 

اینم عکی از محمد حسین

 

کوچولوی دوست داشتنیه من که روز تولد نزاشت هیچ کاری کنیم !!!

 

یه جورایی انگار تولد اون بود!!

 

اول کیکو اون برید

کادوها رو وا کرد

شلوغ کرد

تو همه عکسا سهم داشت و ....

گریه و ... هم جای خودش!!

http://islamupload.ir/images/3j9fpq7glyrszog4h9kw.jpg


 
comment نظرات ()
 
یه عکس از تولد همسرم
نویسنده : مصطفی - ساعت ٥:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱۱/۱
 

http://islamupload.ir/images/u5bzhmo1hvesq5wfocc8.jpg


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ