نظرات ()سلامی دوباره.امشب خیلی خلاصه ومفید مینویسم چون باید جنگی (1) بخوابم تا صبحی 7 صبح بیدار شم. مثلا اولین روز ارشدمه دیگه.دیگه خبری از خواب صبگاهی نیس شنبه و پنج شنبه ها.
خدا رو شکر کلاسام همین دو روزه ولی کاش اون یه کلاس 7 صبح پنج شنبه رو نداشتم تا راحت میشدم.
بازم خدا رو شکر که مثل دوستام 4 5 روز در هفته ندارم.
کارای ثبت نام واقعا اشک آور بود .
خاطره کوچولو :
روز 22 شهریور (فکر کنم) با پسر خاله همین طوری گفتیم بریم دانشگامونو ببینیم.رفتیم دیدم شربت میدن.ما هم که ندید بدید رفتیم تو.حالا کع رفتیم گفتیم یه سر بریم دانشکدشو ببینیم.
شاد و خندان
مشغول دیدن کلاسا بودیم که دیدیم رو یه کلاس نوشته مکان ثبت نام ارشد مهندسی ...
فکم افتاد. سریع رفتم اموزش دیدم گفت اخرین مهلت بوده حالا شما فردا هم میتونین بیاین
!!!!!
خدا رو میبینی!!!!
شانسی شانسی نزدیک بود اتفاقاتی بیافته که ...
حالا انشالله سال دیگه این موقع جایی ثبت نام میکنم که توانایی های من قبول شدن اونجا بوده..
بازم شکر...
من برم بخوابم تا خواب نمونم اولین روز کلاسامو.فردا سه تا کلاس دارم که اخری 6 تا 7:30 شبه









پ.ی 1 : همون فوری خودمونه بابا
نظرات ()سلامی دوباره به .... ؟ محبوبم
(١). ((( این یک=١ یعنی به پی نوشت توجه شود
)) !!!
خوب اول موموع مهمترو بگم که همیشه یه چیز میگم موضوع اصلی رو فراموش میکنم بگم
.
با اجازتون علوم تحقیقات ارشد قبول شدیم ولی نمیدونم چرا اصلا !!! خوشحال نشدم!!! البته چون خودم زیاد انتظار مسائل بعدیشو نداشتم برای همین زیاد اولش مهم نبود!!!
سوال مخاطبانه :: مسائل بعدی چه چی بیه؟
سوال مکاتبانه :: سلسله مباحثات من و مامان خانوم و اقا بابا !!!!

نتیجه همراه با عدم قطعیت تا به دیس تایم :: هم ازاد هم خوندن دوباره انشالله بریم برا تیم ملی رتبه زیر ٢ ارشد
فریاد مکاتبانه :: محمدیهاش بلند بگن ایشالله
تایتل ٢ : با توجه به مسائل روشن شده و این که اوضاع ازین قرار شد بنده هم اوکی ازرواج !!! ((ازرواج به قوله ابجی خاله
)) رو دادم !!!
ایشالله دیگه اقدامات مهمتری در حد دیپلماسی بین المللی به زودی شروع خواهد شد.سفیرمونم که مامان خانوم میشه. البته سفارت خونه رو باید پیدا کرد کجا نهادینه کنیم!!!
البته بنده با نظریه تک سفارتی موافقم !! ((٢))
مکاتبانه نوشت :: بلند بگو درســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــته !!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تایتل ٣ :: ماه رمضونم داره میره ... روز اخر ماه رضونه.البته بدون احتساب روز عید ...
دیگه گفتم اخزین سحر ما رمضونو از دست ندیم !!!
نصیحت نوشته :: یادمون نره ماه رمضون ماه خوبی ها گذشت ولی خوبی ها نگذشت و نمیره و نزاریم بره ...
خودمونیما خیلی زود گدشت ((( البته معلومه که کسی ٨ روز لایی بکشیم این جوری میشه دیگه)))
خداییش خیلی حال داد اون ٨ روزی که روزه نگرفتیم تیرون بودیم !!! (٣)
شمه جا خالی بیه امه پلی (( کیی نوشت))
(همون دهاتیه خودمون بابا)) حالا چرا هنگیدی
تایتل ۴ :: دم صبحی یکی نیست بگه پسر خواب نداری ایا؟؟
(۴)
______________________________________________________
پ.ن (( همون پی نوشته *زیاد سخت نگیر بفهمی پ.ن چیه
)) :: باید یه خورده خودمو تنبیه کنم.
مثلا خواستیم برا کی بیشتر بنویسیم تو این وبلاگ؟؟
خجالت داره مگه؟
تعارف داره مگه؟
برای خانومیت میخوای بنویسی دیگه!!! حالا الان نیست که بخونه بعدا ها که میبینه !!!
یکی ندونه فکر میکنه متنه با تایتل نیست!!! ای بابا!!!!
_______________________________________________________
پ.ن ٢ :: همون نظریه دقت کامل بعد اقدام فور مای هرت !!! اخه درستشم اینه دیگه ((خداییش)). اخه مطمئنم خودش بهم خودشو با نشونیش نشون میده ؟؟ واتس یور اپونین ؟؟
_____________________________________________________
پ.ن ٣:: وای حسودا روووووووووووووووووووو ... کمتر حسودی کنین نمیشه .. به قول ابجی های محترمه :: ا وا !!!! (( ا = الف + مصوت ای با صدای زیر ))
_______________________________________________________
پ.ن۴ : بروز استعداد رو بعضی موقع هم بد نیست علنی کردا
نظرات () در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت، یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد:
شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید. او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است.
بلافاصله با تأکید و پیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی، و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید.
مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند:
پایش (مونیتورینگ) خط بسته بندی با اشعه ایکس
بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین، دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهایی با رزولوشن بالا نصب شده و خط مذبور تجهیز گردید.
سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند.
نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا، مشکلی مشابه نیز در یکی از کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا یک کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرجتر حل کرد:
تعبیه یک دستگاه پنکه در مسیر خط بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد!!!
جمله روز : هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرأت نیاز است.
آلبرت انشتین
پی نوشت١ : !!! چقدر راحت میشه سخت نگرف و راحت زندگی کرد...
بیشتر اوقات ما می خواییم راه سخت رو برای خودمون انتخاب کنیم!!!دلیلشم اینه که راهیه که همه اون راه رو میرن!! چه دلیل جاهلانه ایه!!!
معتقدم اگه قبل کارامون بیشتر فکر کنیم و راه های پیش رومون رو یاد داشت کنیم مطمئنا راهی رو انتخاب میکنیم که خیلی نزدیک به بهترین راه میتونه باشه!!
پی نوشت ٢ : باز یاد سخن حکیمانه راه و هدف تو سریال لاست افتادم
نظرات ()
نغییر چشم انداز برای رسیدن به اهداف .
میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.
وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند . همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند. پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.
بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته ؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته.
" مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام. برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی ، بلکه با تغییر چشم اندازت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری.
تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش میباشد .
آسان بیندیش راحت زندگی کن
نظرات ()
نظرات ()
سلام
دوباره ماه رمضونو شب های قدر گذشت ...
شبهایی که امسال برای من متفاوت تر از سالهای دیگه بود...
چون سه شب قدر کاملا متفاوت داشتم..
شب اول رو رفته بودم ارک و صدای زیبای حاج منصور ... چه شب زیبایی بود ...از 12 شب تا 3 سحر گاه ...
خیلی دوست داشتم بازم اونجا باشم ولی نشد... اومدم خونه
شب 21 ماه مبارکو اول مسجد خودمون رفتم البته فقط به ته دیگش رسیدم (سینه زنی اخرش+ شوله زرد خوردنش) (((خنده))) ولی بعدش رفتم حسینیه ثارلله که واقعا لذت بردم...
ولی ازین دو شب گذشته شب 23 ماه مبارک بود که کاملا استثنایی بود برام..
بر خلاف سالهای دیگه اصلا جایی نرفتم...!!!بله ...!!! شب قدر رو خودم .....
امیدوارم خدا ازم قبول کنه...
به هر حال امیدوارم تقدیرات منو خدا در ماکسیمم مقدار توانایی و استعدادم قرار بده...
و نیز ... اللهم عجل لولیک الفرج...
نظرات ()
| دانلود از لینک مستقیم سایت | دانلود از پارسا اسپیس | دانلود از پرشین گیگ |
| دانلود تیتراژ | دانلود تیتراژ | دانلود تیتراژ |
برا قفل هایی که بسته است
یه کلید مونده تو مشتم
به جنون رسیده کارم
بسکه فرصتها رو کشتم
بازی نور و صدا نیست
زندگی یه سرنوشته
یکی پیدا یکی پنهون
مثه آدما و فرشته
بین موندنو نموندن
سهم آدما زمین شد
ما اسیر انتخابیم
خودمون خواستیمو این شد …
فاصله فقط یه لحظه ست
فاصله فقط یه نوره
گاهی از رگ به تو نزدیک
گاهی از تو خیلی دوره
اما اون عزیز عالم
میل مهربونی داره
ردپاش رد فرشته س
مارو تنها نمی زاره
نظرات ()ازخدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو هدیه بدهد، نه آنچه را که آرزو داری، زیرا گاهی آرزوهای تو کوچک است و شایستگی تو بسیار!
هیچوقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو، کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگر می دهد.
خداونداگر آرزویی در تو قرار داده، بدان توانایی آن را در تو دیده است!
بارانرحمت خدا همیشه می بارد، تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم!
دوستداشتن یک نوع باوره، خوش به حال آن باوری که صادقانه باشد.
دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از ما دارند، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان!
زندگی حکمت اوست، زندگی دفتری از حادثه هاست، چند برگی را تو برگ می زنی و مابقی را قسمت!
نظرات ()
نظرات ()حالا که امید بودن تو در کنارم ، داره میمیره
منم و گریه ی ممتد نصفه شبو دوباره دلم میگیره
حالا که نیستی و بغض گلومو گرفته ، چجوری بشکنمش
بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی ، اونقده دلگیره ، که داره از غصه می میره!
عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو
فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو
عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو
فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو
عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده
منمو این جای خالی که بی تو هیچوقت پر نمیشه
منمو این عکس کهنه که از گریه ام دلخور نمیشه
منمو این حال و روزی که بی تو تعریفی نداره
منمو این جسم تو خالی که بی تو هی کم میاره
تا خوابتو میبینم میگم شاید وقتش رسیده
بی خوابی میشینه توی چشمام مهلت نمیده
نه!دوباره نیستی تو شعارم حرفی واسه گفتن ندارم
دوباره نیستی و بغض گلوم میگره ، بغض کم میاره
حالا که امید بودن تو در کنارم ، داره میمیره
منم و گریه ی ممتد نصفه شبو دوباره دلم میگیره
حالا که نیستی و بغض گلومو می گیره ، چجوری بشکنمش
بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی ، اونقده دلگیره ، که داره از غصه می میره!
عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو
فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو
عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو
فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو
عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده
عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده
نظرات ()همش تاوان کارهای خودم بود .... همش ....
نظرات ()روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کار های آنها نگاه می کند هنگام ورود دسته ی بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می فرستند باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند مر از فرشته ای پرسید شما چیکار می کنید ؟
فرشته در حالی که نامه ای را باز می کرد گفت : اینجا بخش دریافت است و ما دعا ها و تقاضای مردم از خداوند را تحویل می گیریم .
مرد کمی جلوتر رفت باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذ هایی را داخل پاکت می گذارند و آنها را به وسیله ی پیک هایی به زمین می فرستند .
مرد پرسید شماها چیکار می کنید ؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت : اینجا بخش ارسال است ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم .
مرد کمی جلوتر رفت ودید یک فرشته ای بیکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید شما چرا بیکارید ؟
فرشته جواب داد اینجا بخش تصدیق جواب است مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند .
مرد از فرشته پرسید مردم چگونه می توانند جواب بفرستند ؟
خیلی ساده فقط کافیست بگویند : خدایا شکر ![]()
نظرات ()یه خورده دلشورم زیاد شده برا نتیجه ارشدم.... دعام کنید....
شاید بتونم بگم کل سرنوشتم به این نتیجه مربوطه...
خیلی تصمیمام....
خدای من... کمکم کن ...

نظرات ()
نظرات ()
الهی ! دل خسته ام را امشب زیر نور مهتاب به تو می سپارم چرا که تو میدانی تنهایی ام ازهمه ی ستاره هایت غریب تر است و تو میدانی اشک هایم از همه ی قطره های
آسمان آبی ات دلتنگ تر است ...
الهی ! امشب دستان پر از نیازم را به سوی تو می گیرم تا حجم خالی از عاطفه اش را
با عطر خداییت پر کنی ...
نظرات ()