حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

به یادتم ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٩
 

سلام نازنینم

الان اهوازم و به یادتم...

فقط اومدم بگم...

به یادتم و همیشه در قلبمی... هر جای دنیا که باشم ...  هر جای دنیا که باشی ...

 

دوستت دارم

 

 

پ.ن :  هدیه امروزم به بازدید کننده های وبلاگم :

اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد! و اگر دست از یاری شما بردارد! کیست که بعد از او، شما را یاری کند؟! و مؤ منان تنها بر خداوند باید توکل کنند!       ( آل عمران آیه ١۶٠)


 
comment نظرات ()
 
این روزها ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٤
 

سلام به آنه شرلیه خودم

6 ماه از اولین دیدارمون میگذره ...

6 ماهی که باعث شده منو تو روز به روز بهم نزدیک تر بشیم

6 ماهی که خوبی ها و زیبایی های زیادی رو برامون به ارمغان داشت و البته دوری و سختی هایی رو ...

هفته پیش نمایشگاه کتاب رفتیم و همچنین تئاتر شعله در زمهریر که تئاتره رو تونستم غافلگیرت کنم و تا اخرین لحظه نتونی حدث بزنی کجا دارم میبرمت

کم کم داریم به وقت امتحانا نزدیک میشیم و بیشتر از قبل باید تلاش کنیم تا بتونیم با موفقیت از امتحانا بیرون بیایم

البته هر روز ما امتحانه ...

دیشب الاگبورا سر کلکل تو ماشین موندی و بازم شجاعتتو دیدم که واقعا عالی بود

امروز برات یه چیز که خیلی دوس دا ری رو گرفتم (توت فرنگی) و البته طالبی که اونقدر خودم دوس دارم یه کوچولو فقط بهت میدم

:*

دلم برات لک میزنه وقتی پیشم نیستی (فیزیکی ) ...

خیلی دوستت دارم و لحظه به لحظه به یادتم نازنینم ..


 
comment نظرات ()
 
آنه ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٤
 

http://www.1rang.net/wp-content/uploads/2010/04/anne-of-green-gables03.jpghttp://iranarena.com/Images/Thumbnails/Products/ansherly.jpg

 

 

آنه شرلی با موهای ویژ ویژی ...

خیلی میخوامت مو ویژ ویژیه من

 


 
comment نظرات ()
 
اکنون هستم
نویسنده : مصطفی - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٤
 

 

اگر در جستجوی حسرتی در زندگی باشم شاید این باشد که نمی توانم بگویم من خودم هستم

که هستم ؟ زمانی دغدغه ی ذهنی ام بود اما اینروزها ، بودن است که به ادامه دادن سوق میدهد، وجود جستجوگرم را

زمین مسطح زیر پایم که زخمی سرزمین پر حادثه ی منست ، بالهای پروازم خواهد بود تا زمانی که ابرها می توانند نردبان گذر از واقعیت های تلخ به سوی رویای بهتر شدن زندگی باشند .

اکنون هستم و تونیز . شاید لحظه ای دیگر نباشم .نخواهم اندیشید از کدام دیاری چرا که مهم برای من اینست که تو رد قلم موی نگار من بر پهنه ی آفرینشی .

و من مسافرم ای بادهای همواره

مرا به وسعت تشکیل ابرها ببرید
زنده نام سهراب سپهری

-----------------

نمیدونم چرا وقتی این شعرو دیدم خیلی خوشم اومد...

احساس کردم میخواد به همیشگی نبودنمون تو این دنیا تاکید کنه و ما همه مسافریم ..


 
comment نظرات ()
 
پیدا شدن نشان بی نشان ..
نویسنده : مصطفی - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٢/٢۳
 

http://up./images/knzoeu7khnti5xzjru95.jpg

 

سلام

اینم همون شهیدیه که 4 سال پیش منو سعید وقتی رفتیم بهشت زهرا دیدیمش و به دلمون نشست عکسش و ازش عکس گرفتیم و بعد این همه مدت دوباره پیداش کردم ...

 

شهید  مهدی خلیلی مفرد .....


 
comment نظرات ()
 
تقدیم به اونی که میدونم دوسش داره ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٥
 

دانلود و  متن تیتراژ کارتون زیبای آن شرلی با موهای قرمز

دانلود تیتراژ کارتون زیبای آن شرلی با موهای قرمز

" آنه "تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟
وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود

بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت
از تنهایی معصومانه دستهایت

آیا می دانی در هجوم درد ها و غم هایت
و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت
حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود

" آنه" اکنون آمده ام تا دست هایت را
به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری
در آبی بیکران مهربانیها به پرواز درآوری
و اینک" آنه" شکفتن و سبز شدن در انتظار توست
در انتظار توست


دانلود آهنگ بی کلام آنشرلی با موهای قرمز فرمت : MP3
دانلود آهنگ بی کلام آنشرلی با موهای قرمزدانلود : دانلود- Download | حجم: ۲٫۵۰ MB
دانلود آهنگ بی کلام آنشرلی با موهای قرمزپسورد : www.best2fun.com


 
comment نظرات ()
 
پاسخ بی نظیر آزمون استخدام
نویسنده : مصطفی - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٤
 


یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت.

 

پرسش این بود:

 

"شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.: یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن بر گزینید. کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید."

 

پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید ...

 

قاعدتاً این آزمون نمی تواند نوعی تست شخصیت باشد، زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد:

 

پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.

 

شما باید پزشک را سوار کنید. زیرا قبلاً او جان شما را نجات داده و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید.

 

شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید.

 

از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:

 

"سوئیچ ماشین را به پزشک می دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس می مانیم!"

 

پاسخی زیبا و سرشار از متانتی که ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی کند. چرا؟

 

زیرا ما هرگز نمی خواهیم داشته ها و مزیت های خودمان را (ماشین، قدرت، موقعیت) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهی ها، محدودیت ها و مزیت های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم، گاهی اوقات می توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم.

 

 

در تحلیل فوق اشاره شد اگر قادر باشیم مزیت های خود را ببخشیم می توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم.

 

شاید خیلی از پاسخ دهندگان به این پرسش، قلباً رضایت داشته باشند که ماشین خود را ببخشند تا همسر رویاهای خود را به دست آورند، بنابراین چه چیزی باعث می شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه کنند.

 

دلیل آن این است که به صورت جانبی تفکر نمی کنند. یعنی محدودیت ها و مفروضات معمول را کنار نمی گذارند. اکثریت شرکت کنندگان خود را در این چارچوب می بینند که باید یک نفر را سوار کنند و از این زاویه که می توانند خود راننده نبوده و بیرون ماشین باشند، درباره پاسخ فکر نکرده اند.


 
comment نظرات ()
 
برای تو ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٤
 
همسفر !
در این راه طولانی که ما بی‌خبریم
و چون باد می‌گذرد
بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند
خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا
مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم
یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را
و یک شیوه نگاه کردن را
مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه‌مان یکی و رویاهامان یکی .
هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست .
و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است
 
عزیز من !
دو نفر که عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند .
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق و یکی کافی است .
عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .
من از عشق زمینی حرف می‌زنم که ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری .
 
عزیز من !
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد .
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم .
بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم ..
بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید .
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم ،اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند .
بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل .
اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .
سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است .
بیا بحث کنیم .
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم .
بیا کلنجار برویم .
اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم .
بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا که حس می‌کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ کنیم .
من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم کنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم .
بی‌آن‌که قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

عزیز من! بیا متفاوت باشیم

---------

(ادامه مطلبو ببینید)


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
یه حدیث زیبا از حضرت زهرا (س)
نویسنده : مصطفی - ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٢/۱۳
 


 
حضرت زهرا (س) : کسی که عبادتهای خالصانه خود را به سوی خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترین مصلحت او را به سویش فرو خواهد فرستاد .
 
من أصعد إلی الله خالص عبادته ، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته .

بحار الانوار ، ج ۷۰ ، ص ۲۴۹

 


 
comment نظرات ()
 
دلم برات تنگ شده ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۱
 

سلام به عزیز خانومی این روزها روزهای خیلی جالبی شده برامون

خیلی تجربه دها رو داریم برای اولین بار تجربه میکنیم

دو  سری هفته پشت هم پیش هم نبودن تا احساسات خاصی که ازین دوریمون داریم

دلم برای دیدن روی ماه تنگیده و لحظه ها برام مثل مورچه ای که میخواد بره تا آفریقا جنوبی :):) می گذره(١)

خانومی برام خیلی ارزش داری... دوس دارم و از خدا میخوام برای هم جوری باشیم که تا اخرین لدلمحظه زنده بودنمون عاشقانه همدیگه رو دوس داشته باشم ...  میشه ... اگه ایمان داشته باشیم و بخوایم و خدا رو در کارهامون فرامو ش نکنیم ..

نمیدونم چرا حس  میکنم به زودی قرار یه چیز جدید بهت بدم...

البته خودم میدونم چی ولی......

بقول خودمون ....      حــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

فور اور در هرتمی.

پ.ن ١) : (حالا این کلمه افریقا جنوبی از کجا اومد خبر ندارم


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ