حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

این روزها....
نویسنده : مصطفی - ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٧/٢٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
comment نظرات ()
 
اموزشات شوهر داری .....
نویسنده : مصطفی - ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٧/٢۱
 

شوعر داری برای نوکی  و خانوم های شوهر دار !!!

 

خلاصه : برای آنکه زندگی زناشوئی از شادی ونشاط لازم برخوردار باشد، زن دربرابر شوهر باید اصولی را رعایت کند. شما خانم محترم در صورتی که این اصول را رعایت کنید ، همسر شما شیفته شما خواهد شد و تا آخر عمر عاشقانه دوستتان خواهد داشت . هرگز فراموش نکنید یک ” پر” را نمی توان با فشار و قدرت به جایی پرتاب کرد ولی همین” پر” را می توان با جریان ساده هوا به هر جایی فرستاد .


 ۱- درکلیه موارد معیشت اعم از تملک ودرآمد وغیره ازکلمه ما استفاده نمایید نه من وتو ؛ فراموش نکنید که اکنون زندگی مشترک شروع شده دیگرمن وتومطرح نیست.

۲- درمقابل شوهر خود هرچند حق باشما باشد، لجبازی واصرار نکنید.

۳- شوهر خود را بخصوص درمقابل بستگانش تحقیر نکنید. ازتعریف و تمجید بستگان خود درمقابل آنان پرهیز نمایید.

۴- از مخالفت ومشاجره با شوهر خود بپرهیزید.

۵- چنانچه کمک‎هائی ازطرف بستگان شما به شوهرتان شده آنها را به رخ او نکشید.

۶- با دوستان وآشنایان شوهرتان درمعاشرت‎ها بیش ازحد معمول گرم نگیرید.

۷- شوهر خود را درمعاشرت با اقوامش محدود نکنید.

۸ - دررفت و آمد و معاشرت با بستگان شوهر خود پیشقدم باشید.

۹- به بستگان نزدیک شوهر خود (مادرشوهر، پدرشوهر، برادرشوهر، خواهرشوهرو…) بیش از خویشاوندان دیگر احترام بگذارید.

۱۰- زحماتی که برای پذیرایی خویشاوندان شوهر خود متحمل می شوید به رخ شوهر خود نکشید.

۱۱- چنانچه در آمدی دارید و برای زندگی هزینه می‎کنید آن را بازگو نکنید.


۱۲- از مردان دیگر نزد شوهرتان تمجید نکنید. هیچ مردی را به رخ شوهرتان نکشید و ترجیح ندهید و در گفتار این موضوع را رعایت کنید.

۱۳- برای انجام درخواستهای خود با شوهرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننمایید.

۱۴- برای برآوردن نیازمندیهای خود از نظر مادی و غیر مادی امکانات شوهر خود را در نظر بگیرید و او را تحت فشار نگذارید .

۱۵- خود را برای شوهرتان بیارایید و بهترین و تمیزترین لباس خود را در مقابل وی بپوشید.

۱۶- در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید .او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان استقبال کنید.

۱۷- پس از مراجعت شوهر خود به خانه کارهای خود را حتی الامکان کنار بگذارید ودر حضور او بنشینید و با سخنان خوشایند و با گرمی با او خداحافظی کنید.

 

ادامه در پایین


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
گاهی اوقات .....
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٧/٢٠
 

گاهی اوقات از خودمان می پرسیم:
انجام چه اشتباهی باعث شده که مستحق چنین شرایطی شوم؟

چرا خدا اجازه می دهد این طور چیزها برای من اتفاق بیافتد؟
در این مورد تعبیری را بخوانید:

دختری به مادرش می گوید چطور همه چیز برای او اشتباه پیش می رود؟
شاید او در امتحان ریاضی رد شده!
در همین احوال نامزدش هم او را رها کرده...

در اوقاتی چنین غمناک یک مادر خوب دقیقا می داند چه چیز دخترش را دلخوش می کند...

”من یه کیک خوشمزه درست می کنم“

مادر دخترش را در آغوش می کشد و او را به آشپزخانه می برد در حالی که دختر تلاش می کند لبخند بزند.

در حالی که مادر وسایل و مواد لازم را آماده می کند، و دخترش مقابل او نشسته، مادر می پرسد:

- عزیزم یه تکه کیک می خوای؟
- آره مامان! تو که حتما می دونی من چقدر کیک دوست دارم!

- بسیار خوب، مقداری از روغن کیک بخور.
دختر با تعجب جواب می ده: چی؟ نه ابدا!

- نظرت در مورد خوردن دو تا تخم مرغ خام چیه؟
در مقابل این حرف مادر، دختر جواب می ده: شوخی می کنین؟

- یه کم آرد؟
- نه مامان مریض می شم!

مادر جواب داد:
همه اینا نپخته هستن و طعم بدی دارن اما اگه اونا رو با هم استفاده کنی، اونوقت یه کیک خوشمزه رو درست می کنن.


خدا هم همین طور عمل می کند!

هنگامی که ما از خودمان می پرسیم:

چرا او ما را در چنین شرایط سختی قرار داده، در حقیقت ما نمی فهمیم تمام این وقایع کی، کجا و چه چیزی را به ما می بخشد.


فقط او می داند و او هم نخواهد گذاشت که ما شکست بخوریم.

نیازی نیست ما در عوامل و موقعیتهایی که هنوز خامند فرو برویم.

به خدا اعتماد کنیم و چیزهای فوق العاده ای را که به سوی ما می آیند، ببینیم.



خدا ما را خیلی دوست دارد...

او هر بهار گل ها را برای ما می فرستد

او هر صبح طلوع خورشید را می سازد...

و هر وقت شما نیاز به حرف زدن داشتید او برای شنیدن آنجاست

او می تواند در هر جایی از جهان زندگی کند

اما او قلب تو را برای زندگی انتخاب کرده...

کیک بزرگی داشته باشید! نوش جان!


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : مصطفی - ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

مصطفی کجایی؟

چه میکنی؟

ها؟

با شمام اقا مصطفی ها !!!!!!!!!!!!!!!


 
comment نظرات ()
 
یه بیت شعر خوب :)
نویسنده : مصطفی - ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
comment نظرات ()
 
salt....
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

یه مطب از یه بزرگی میخوندم که اشاره به این روایت کرده بودند که.....

حتی نمک آشتون رو هم از خدا بخواهید.................

 

همین!!!!


 
comment نظرات ()
 
صائم ....
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
comment نظرات ()
 
میرزا اسماعیل دولابی و طلا بودن حرفاش ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا رحمتش کنه مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رو که به زن و شوهرها میگفت:

دیدید وقتی مهمونی میرید خونه ی از خودتون بالاتر ها و پولدارترها بعدش هی همش از هم ایراد میگیرید مگه فلانی چیش از تو بیشتره یا من مگه چیم از فلانی کمتره که فلان چیز رو داشته باشم و تا یه مدت به هم غر میزنید و از هم ایراد میگیرید ولی عوضش وقتی میرید خونه از خودتون پایین ترها هی تا صبح قربون صدقه هم میرید که الهی من فدات بشم و....

بعد ایشون توصیه میفرمودند که منزل افرادیکه خیلی با شما فاصله مالی و اجتماعی دارند نروید چون اثر وضعی آن ناخوشایند است.این فرمایش مرحوم میرزا اسماعیل تفسیر همان روایت مولانا امیرالمومنین است که میفرمود در امور مادی به پایین تر از خود و در امور معنوی به بالاتر از خود نگاه کنىد.... انشالله که منو نوکی هم بیشتر دقت کنیم...

 


 
comment نظرات ()
 
رفع نیاز امشبم با این ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 امشب خیلی نیاز به این حدیث داشتم

دیروز یا پری روز بود به نوکی طلا گفتم می خوام روزه بگیرم ولی امون از مهمونی ها و بیرون رفتن ها ... شاید فردا ....

بعضی موقع ادم زیاد گرسنشه و زیاد خوری !!! می کنه

البته بعضی موقع ادم دسپخت خانومش زیاد خوبه... نمیشه گذشت به این راحتی ها...ما که تا حالا رحم نکردیم.. (متاسفانه یا خوشبختانه رو نمیدونم) ولی روزه خوب چیزیه... بخصوص برای من...نیازه... هم برا روح هم برا جسم...

تقدیم به همه دوستان بخصوص بهترین دوستم...(کیه ...؟ )

 

رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

إنَّ أهلَ البَیتِ لَیَقِلُّ طُعمُهُم ؛ فَتَستَنیرُ بُیوتُهُم .

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

ساکنان یک خانه ، در اثر کم خوردن غذا ، خانه‏شان نورانى مى‏گردد .


 
comment نظرات ()
 
محتاج ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٩
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
*خدا می داند این روزها چقدر به شنیدن این مطلب محتاج بودم..لک الحمد یا رب العالمین
 
رسیدگی به همسر و فرزندان:
یکی از توصیه هایی که حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود که می فرمودند: به خانه که می رسید کتاب ها را بگذارید پشت در ولی مواظب باشید که ندزدند! یعنی طوری نشود که وقتی به خانه می روید، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند کتاب و کامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، دیگر الآن باید یک وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه.
تنظیم برنامه:
عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8 ساعت کار و تلاش؛ که کار و تلاش ماها درس خوندن و درس دادن است. در هر حال، 8 ساعت بیرون درست کارکردن است. 8 ساعت هم برای خواب و استراحت؛ و 8 ساعت هم برای لذت های حلال، تفکر و عبادت، کارهای شخصی و...
روزی حضرت ایشان برنامه بنده را تقریر کرده و فرمودند: شما سحر از خانه می آیی بیرون و به نماز و حرم می روی، و برمی گردی خانه و صبحانه می خوری و بعد سر درس و کار تا ظهر؛ ظهر هم نماز خوانده و برمی گردی منزل ناهار را می خوری؛ اگر وقت خواب باشد نیم ساعت هم می خوابی، بعد دو مرتبه می روی بیرون سرکار و درس تا غروب، غروب هم نماز را می خوانی. تازه بعدش ما می رفتیم کتابخانه و گاهی اوقات درس های فوق العاده می رفتیم، حدود ساعت 10 به خانه برمی گشتیم.
آیت الله بهجت (ره) می فرمودند که برای چی وقتی می آیی خانه و زن و بچّه می آیند دور و برتان، تازه کتاب باز می کنید و می گویید می خواهم این ها را که صبح تا حالا خواندم مطالعه کنم؟ چون فردا می خواهم آن درس را مباحثه کنم؟ باید طوری برنامه ریزی کنید که وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد.
معمولاً امثال ماها کمتر به این امر توجه می کنیم، زن و بچّه را رها می کنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این ها می کنیم. نباید غافل شد از این که اگر پول کمتر باشد، زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، کمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می خواهم؟ اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کند. پس باید آدم مواظب باشد که حق همسر و فرزندانش بخاطر این که چیزی را کسب و یا جبران کند، ضایع نسازد. محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یک نامه ای را دریافت کردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می خورم به دختر خاله ام که می بینم پدرش او را می بوسد. دوستش دارد، محبّتش می کند. امّا دریغ از یک بوسه ای که بابای ما به ما داشته باشد. تنها حواس او به رفتار ما در منزل معطوف است. او همه ما را خسته کرده و پیوسته می گوید بکن! نکن!... .
این چیزی بود که ما از استاد گرامی حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) یاد گرفتیم که باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیّت داد و مواظبت کرد که حق بچه ها بخاطر دیگران، یا کتاب و درس ضایع نشود.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی آقا تهرانی

 
comment نظرات ()
 
روزی ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

بسم الله الرحمن الرحیم

مردی نزد امام زین العابدین علیه السلام آمد و از اوضاع و احوال بد خود، خدمت آن حضرت گلایه کرد که مثلا خرج بالاست و درآمدم کفاف زندگیم را نمی دهد ؛ طلبکاران امانم را بریده اند و خلاصه سفره دل باز کرد و شکایتهایی از این دست را که بین ما هم رایج است خدمت امام علیه السلام بازگو کرد و منتظر شنیدن سخنی راهگشا از آن حضرت شد. 

امام سجاد علیه السلام برای تسکین دردهای این مرد و تمام کسانی که مانند او گرفتار ناملایمتی روزگار شده اند به حقایقی اشاره کردند که توجه به آنها سبب می شود تا فشار جانکاه روزگار از گُرده آدمی برداشته و به فراموشی سپرده شود.

 امام سجّاد علیه السلام فرمودند : بینوا آدمى ! هرروز سه مصیبت به او مى رسد و حتّى از یکى از آنها پند نمى گیرد ، که اگر پند مى گرفت ، سختیها و کار دنیا بر او آسان مى شد:  


مصـیبت نخست ، روزى است که از عـمر او کم مى شود . در صـورتى که اگر از مال او چـیزى کم گردد ، اندوهگین مى شود ، حال آن که مال، جایگزین دارد ، امّا عمرِ از دست رفته ، جبران نمى‌شود. 
مصـیبت دوم این است که روزیش را به طور کامل دریافت مى کند، که اگر از راه حلال باشد باید حساب پس دهد و اگر از راه حرام باشد کیفر مى بیند.
 

مصـیبت سوم از اینها بزرگتر است . عرض شد : آن چیست ؟  

فرمود : هیچ روزى را به شب نمى رساند مگر این که یک منزل به آخرت نزدیک شده است، امّا نمى داند به سوى بهشت یا به سوى آتش.

 


 
comment نظرات ()
 
حدیث زیبا ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٧/۱۸
 
از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟
فرمودند : بر چهار اصل:
1. دانستم رزق مرا دیگری نمی‌خورد، پس آرام شدم؛
2. و دانستم که خدا مرا می‌بیند، پس حیا کردم؛
3. و دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی‌دهد، پس تلاش کردم؛

4. و دانستم که پایان کارم مرگ است، پس مهیا شدم.


 
comment نظرات ()
 
از این که ....
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٧/۸
 

 

بار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله :
از این که حسد کردم...
از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم...
از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم....
از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم....
از این که مرگ را فراموش کردم....
از این که در راهت سستی و تنبلی کردم....
از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.....
از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم....
از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند....
از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم....
از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم....
از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم....
از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم....
از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم....
از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.
از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند....
از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود....
از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری.....
از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم....
از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند....
از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم....
از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم....
از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم....
از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم....
از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم....
از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم....
از ......

 

فرازهایی از توبه نامه شهید 13 ساله(علیرضا محمودی)

http://qafelehshohada.parsiblog.com/Files/11.jpg


 
comment نظرات ()
 
رمز موفقیت ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٧/٧
 

مایکل شوماخر چندین سال متوالی در مسابقات رالی در دنیا اول شد.

وقتی رمز موفقیتش را پرسیدند، در جواب گفت:

تنها رمز موفقیت من این است که زمانی که دیگران ترمز می گیرند، من گاز می دهم…

 

others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)
DECIDE while others are delaying

(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردنند)

SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند)

LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند)

SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)

PERSIST while others are quitting

(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند)


 
comment نظرات ()
 
رضا (ع) ....
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٧/٧
 

مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد
جلوه حسن الهی به فضا پیدا شد
ضعفا روی به گلزار ولایت آرید
که گل روی معین الضعفا پیدا شد

http://www.heydarekarrar.com/uploads/2012/09/imam_reza.jpg

 

 

 

اگه خدا بخواد سه شنبه منو خانومی پیشتیم اقا ......

 

http://media.afsaran.ir/siW3t1_535.jpg


 
comment نظرات ()
 
کولک....
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٧/٧
 

دوس دارم گه گاهی مثل هفته ای یه دفعه تو خونه " کولک دی کنی"....

بدون اینکه من بگم

.........


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ