حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

دعا ..
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٩/٢٥
 

 

زمانی که در دعا صادق باشی بدان که پروردگار اجابت میکند

 

صائم دعا میکنی؟...


 
comment نظرات ()
 
یک روز من ..
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٩/٢٢
 

سلام این مطلبو از سایت زندگی اسلامی گرفتم

شاید خیلی ساده باشه ولی خیلی حرف داره توش. ....

http://www.islamiclife.ir/

یک روز من


صدای زنگ  بیدار باش ساعت یعنی که دوباره برگشتم ، از سفر به دنیایی که خیلی نمی شناسمش که خداوند یک بار دیگر به روحم اجازه داده به قفس جسم برگردد  و این یعنی که هنوز برای غلط گیری برگه امتحانی فرصت هست .

با شنیدن صدای زنگ ساعت ، محمد هم تکانی می خورد اما دوباره سرش را می کشد و می خوابد . نمی دانم چرا خواب بعد از سحر اینقدر شیرین است ، به قول سعدی : «خواب نوشین بامداد رحیل    بازدارد پیاده را ز سبیل» نمی دانم چرا زندگیهامان اینقدر از بیدار بودن در این ساعات طلایی فاصله گرفته ، آن هم با وجود این همه تأکید بر سحرخیزی ، عبادت ، تفکر و معاشقه در این زمان ، شاید به خاطر سوگندی باشد که شیطان یادکرده که با زیبا نشان دادن چیزهای زشت ما آدمهای خرده شیشه دار ناخالص را گمراه کند . چند ثانیه به واژه سوگند فکر می کنم ، واقعا ً تصمیمش خیلی جدی است ؟! کمی می ترسم ، از رختخواب بلند می شوم  و کتری را آهسته روی گاز می گذارم که  محمد بیدار نشود چون دیشب تا دیروقت داشت روی طرح جدیدش برای جلسه امروز کار میکرد.
نماز صبح را که می خوانم سرم را از پنجره آشپزخانه بیرون می برم . ماه مثل همیشه آرام و دوست داشتنی است با همان تک ستاره نزدیکش که مرا به یاد خال لب می اندازد . عظمت آسمان حس عجیبی در دلم به وجود می آورد کاش یادم نمی رفت گاهی هم چشم از روی خاک بردارم و به آسمان  نگاه کنم . هوا دارد کم کم روشن می شود . می روم که محمد را برای نماز بیدار کنم ،  با دستم موهای عرق کرده را از پیشانیش کنار می زنم ؛
-    محمد ... وقت نمازه پاشو تا قضا نشده ...
دستم را میگیرد و می پرسد :
-    ساعت چنده ؟.....
سر میز صبحانه مثل همیشه حس خوبی دارم ، احساس می کنم همه چیز خوب و سر جای خودش است ، مرد زندگیم نان تازه گرفته و من سفره دلپذیری چیده ام چقدر ما خوشبختیم!
- از کی بیداری ؟
- یه کم قبل از تو .
- تو فکری ؟
- نه ، به کارهای امروزم فکر می کنم !
- هنوز به خاطر دیشب ناراحتی ؟
- ناراحت نیستم ، صحبت های دیشب لازم بود ، فراموش کن .
نمی دانم محبت من به او به خاطر خداست یا وابسته به شرایط ؟ اگر هست چرا امروز نمی توانم مثل هر روز باشم ؟ اگر بیشتر ناراحتم کرده بود چه ؟ آدمهای بد جنس و بد خواهم را هم می توانم به خاطر خدا دوست داشته باشم ؟ شاید خوبی همه اختلافات و درگیریها در این باشد که دوست داشتن بی دلیل و چشم داشت درهر شرایطی را تمرین کنیم .
امروز کلی کار برای انجام دارم ، خرید هم دارم ، یک روز شلوغ دیگر مثل همه روزها ....
وقت برگشتن به خانه آنقدر خسته ام که آرزو می کنم بتوانم در اتوبوس چرت کوتاهی بزنم ، خورشید دارد کم کم غروب می کند ، از امروزم راضی ام اما نمی دانم چقدر از دیروز بهتر بود و چند ساعت از روزم را زندگی کرده ام ، مدتیست دفترچه حساب و کتاب با خودم را تیک نمی زنم . دخترکی سر چهار راه مریم به من تعارف می کند روسری دخترک خیلی کهنه است ، دست به کیف می برم که پول در بیاورم ، روسری جدیدی که خریده ام را کنار می زنم و کیف پول را بیرون می آورم .

به محض ورود به خانه یک بسته از فریزر بیرون می گذارم که شام دیر نشود ، دوش می گیرم و موسیقی ملایمی انتخاب می کنم . پاهایم را روی دیوار می گذارم و چشمهایم را می بندم . خانه بوی عطر مریم می دهد ، بیتی از اشعار حافظ را همراه موسیقی زمزمه می کنم  . فکر می کنم شاید فردا آنقدر بزرگ شوم که بتوانم از روسری جدیدم برای دلشاد کردن دختر بچه ای هر چند فقیر نما بگذرم .


 
comment نظرات ()
 
مهربان ....
نویسنده : مصطفی - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٩/٢۱
 

آنقدر به تکرار خطی خطی گناهانم ادامه میدهم که ...
خدا من! ..
هر چه مهربان تر میشوی من گستاخ تر میشوم؛
هر میبخشی بیشتر پُر رویی میکنم ..
هر چه از من میگذری بیشتر حریص میشوم ..
به امید لطف و کرمت! به امید بخشش و خوبی ات ..

آری! به وسعت تمام مهربانی ات خطاکارم!
.
.
.
آن وقت نوبت من که میشود ... ای وای من ...

با دست میشمارم مبادا بیشتر از 3 مرتبه در نمازم تسبیحات اربعه بگویم؛
مبادا بیشتر از چهل روز نذرم را ادا کنم ..
مبادا بیشتر از آنی که باید از من راضی و خشنود باشی ...

جای همه ی آن شکر و سپاس گزاری که تو راهش را نشان دادی و من نکرده ام
نشسته ام پولش را حساب کرده ام .. که چه بشود ..؟
تازه آن را هم میشمارم که فلان تعداد گرسنه را اطعام ...

شرمت باد .. و اکنون میدانم .. میدانم که تو را یاد نکردم جز در سخـــتی
یـاد نکردم جز در مشـکل ... جز در ناخـوشی

و همانگونه که تو گفتی بعد از آن همه بخشش و مهربانی " انسان " دوباره کُفر میورزد ...


 
comment نظرات ()
 
کمک به ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٩/۱۸
 

داشتم در مورد زکات جستجو میکردم که قضیه دقیقش چیه ...

از خدا می خوام این احادیثش و حقیقتشو با تموم وجودم امیخته کنه...

فضیلت انفاق در قرآن

آیاتی که درباره ی زکاتهای غیرواجب و انفاقهای مالی در قرآن کریم آمده فراوان است. که برخی از آنها مطلق است و شامل زکاتهای واجب و غیرواجب می شود، و برخی هم طبق تفاسیر مربوط به زکاتهای غیرواجب و انفاق مستحبی است.

خدای تعالی در سوره مبارکه بقره در یکجا فرماید:

« ای کسانی که ایمان آورده اید از آنچه روزیتان کرده ایم انفاق کنید پیش از آنکه بیایید روزی که در آن داد و ستد و دوستی نیست.»

در جای دیگر در همان سوره می فرماید:

«حکایت آنان که مالهای خود را در راه خدا انفاق کنند حکایت دانه ای است که از آن هفت خوشه بروید و در هر خوشه ای صد دانه باشد و خدا دو برابر کند برای هر کس که بخواهد و خدا فرخمند و داناست.»

در سوره تغابن فرموده:

«اگر به خدا قرض نیکو دهید برای شما چند برابر و شما را بیامرزد و خدا سپاسگزار و بردبار است.»


 
comment نظرات ()
 
پیامبر مهربانی ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٩/۱۸
 

 

مردی نزد رسول خدا(ص) امده عرض کرد: کاری را به من یاد ده که خدا مرا دوست بداردف و خلق خدا نیز مرا دوست بدارند و مال و ثروتم را خداوند زیاد کند و بدنم را سالم گرداند و عمرم را طولانی سازد و مرا در قیامت با شما محشور سازد:

رسول خدا(ص) بدو فرمود: اینکه گفتی شش چیز است که نیاز به شش چیز دارد:

1. اگر خواستی خدا تو را دوست بدارد از او بترس و تقوای الهی را پیشه کن.

2. و اگر خواستی مردمان تو را دوست بدارند به آن ها نیکی و احسان کن و آنچه را در دست آنهاست رها کن.

3. و اگر خواستی خداوند مال تو را زیاد کند زکات آن را بده.(برای ما جوونا در حد خودمون هستا)

4. و اگر خواستی بدنت را سالم گرداند صدقه زیاد بده.

5. و اگر خواستی عمرت را طولانی کند صلة رحم کن.

6. و اگر خواستی خداوند تو را با من محشور سازد در پیشگاه خدای یکتای قهار را طولانی کن.


 
comment نظرات ()
 
این روزها ...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٩/۱٧
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
comment نظرات ()
 
تینار ....
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٥
 

تینار ؛ مستند زیبایی که احتمالاً شما را شکرگزار زندگی می‌کند


حقیقت این است که از بس انسان نق‌نقو و ناسپاس دیده‌ام خسته شده‌ام!

چرا فلانی ماهی دو میلیون حقوق بگیرد و من یک میلیون؟
چرا فلانی ویلا داشته باشد و من نداشته باشم؟
چرا فلانی یک میلیون عیدی بگیرد و من 500 هزار تومان؟
چرا من نباید یک ماشین بنز داشته باشم؟
و صدها جمله شبیه این...

یک بار در یک جمع که حدود یک ساعت در مورد حقوق و مزایاشان نق زدند، صبرم تمام شد و گفتم: شما را به خدا بس است، کمی هم از چیزهای مثبت و امیدبخش بگویید...
یکی‌شان گفت: مگر چیز مثبت هم وجود دارد که در مورد آن صحبت کنیم؟
خدا می‌داند بغض کردم و جلسه را ترک کردم!

همیشه در این مواقع در دلم می‌گویم ای کاش این‌ها مستند Human Planet را دیده بودند! کاش می‌دانستند زندگی‌شان از نگاه برخی انسان‌ها مثل زندگی پادشاهان است و آن‌ها هنوز فکر می‌کنند مثل فقرا زندگی می‌کنند!

در روایات داریم: در مورد زندگی مادی به پایین‌تر از خودت نگاه کن و در مورد زندگی معنوی، به بالاتر از خودت. فکر می‌کنم فقط همین یک جمله کافی‌ست تا انسان هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرتش را به دستان خودش به دست آورد.

نگاه به زندگی‌های پایین‌تر از خود، انسان را شکرگزار و متوجه نعماتی که دارد می‌کند و این یعنی رضایت از زندگی! همان چیزی که انسان‌ها از روزی که خلق شدند به دنبال آنند.

به هر حال، تینار، عنوان مستند ارزشمندی است که (چهارشنبه 4 / 2 / 91) از شبکه دوم پخش شد.

 

تینار که بیان محلی کلمه «تنها» است، سرگذشت یک پسرک گالش است! (گالش به بیان محلی آن‌ها یعنی کسی که برای ارباب کار می‌کند)

او نوجوانی است به نام «قاسم» که کمتر از دوازده سیزده سال سن دارد.

چهار پنج ساله بوده است که مادرش را از دست می‌دهد و پدرش یک نامادری برایش می‌آورد...

قاسم مجبور است تنها زندگی کند و خودش گلیم خودش را در جنگل‌های شمال از آب بیرون بکشد...

دلم می‌خواهد ادامه داستان را خودتان ببینید. مستند بسیار جالبی است که اگر کمی جستجو کنید می‌بینید که در جشنواره‌های بین المللی نیز حضور داشته است.

با توجه به اینکه خودم هم از نیمه فیلم دیده بودم، یک جستجو کردم که ببینم روی اینترنت هست یا خیر که دیدم خوشبختانه کل فیلم روی سایت Aparat آپلود شده است.

کل مستند 71 دقیقه است که در 12 قسمت 6 دقیقه‌ای آپلود شده است:

قسمت اول - قسمت دوم - قسمت سوم - قسمت چهارم - قسمت پنجم - قسمت ششم - قسمت هفتم - قسمت هشتم - قسمت نهم - قسمت دهم - قسمت یازدهم - قسمت دوازدم

توجه: اگر قصد دانلود دارید، باید نرم افزار Internet Download Manager را دانلود و نصب کنید. به محض Play کردن ویدئو، در کنار مرورگر یک پیغام مشاهده می‌کنید که با کلیک روی آن، ویدئو دانلود خواهد شد. حجم کل ویدئوها 110 مگابایت می‌شود.

بعد از دیدن فیلم (تا انتها) نگاهی به اطراف خودتان بیندازید! حقیقتاً من که از خودم خجالت کشیدم!
ببینید تا آب سالم چند قدم فاصله دارید؟ حمام با آب گرم در چند قدمی شماست؟ بخاری، کولر، ساختمان ضد زلزله(!)، کابینت‌های پر از انواع مواد غذایی، یخچالی که گاهی آن‌قدر پر می‌شود که در بسته نمی‌شود!! خانه‌ای آنقدر روشن که انگار دقایقی پیش عروسی تمام شده است!! فقط در همین خانه ما ده مدل تلفن و موبایل وجود دارد، مثل خیلی از خانه‌ها...

خداوکیلی هر طرف که نگاه می‌کنی، این در ذهنت باشد که میلیون‌ها نفر مثل قاسم هستند که شاید هیچ کدامشان را ندارند.

انصافاً ما انسان‌های ناسپاسی هستیم...


 
comment نظرات ()
 
امن یجیب...
نویسنده : مصطفی - ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٩/۱٤
 

تمام "امن یجیب" های دلم را

گره زده ام به کلماتت

و روانه آسمان کرده ام

خاتون، خوب، خواب و خاطره !
 
من مطمئنم خدا تو را برای دلم نگه می دارد

با اینکه سه شنبه ها دلم اروم و قرار نداره ولی امیدم اومدنته...

مراقب خودت باش...


 
comment نظرات ()
 
تقدیم به نوکی
نویسنده : مصطفی - ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٩/۱۳
 

http://upcity.ir/images/48363590836836927940.jpg


 
comment نظرات ()
 
رمز ....
نویسنده : مصطفی - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٩/۱۳
 

مایکل شوماخر چندین سال متوالی در مسابقات رالی در دنیا اول شد.

وقتی رمز موفقیتش را پرسیدند، در جواب گفت:

تنها رمز موفقیت من این است که زمانی که دیگران ترمز می گیرند، من گاز می دهم…

 

others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)
DECIDE while others are delaying

(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردنند)

SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند)

LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند)

SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)

PERSIST while others are quitting

(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند)


 
comment نظرات ()
 
لالا لالا لالایی گل پونه // شهادت حضرت علی اصغر(ع)....
نویسنده : مصطفی - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٩/٢
 

امشب شب هفته محرمه.... شب علی اصغر ...

خدا هیچ پدر مادری رو غم فرزند  نده ...

عزاداری برا امام حسین(ع) موجب از بین رفتن گناهان میشه ....

 

لالا لالا لالایی گل پونه

قناریِ بی آب و دونه

خدا خودش روزی رسونه

لالا لالا

لالا، مادر تو بدون شیره

این لبِه یا این که کویره

گریه نکن صدات میگیره

لالا لالا

گفتم بگن به سقا

دیگه داره میشه دیر

زودتر بیا و گرنه

بچه ام میافته از شیر

*

گفتم بگن به بابات

فکری برا عطش کن

مادر رو دست من، کم

به هوش بیا و غش کن

*

لالا نشون نده انقدر گلوتو

وا کن دو دست کوچولوتو

دعا بکن یه کم عموتو

لالا لالا

لالا پرستوی سرخ و سفیدم

کی گفته من شیرت نمیدم

شیری نمونده ای امیدم

لالا لالا

تا که عموتو داری

نیاد که نا امید شی

عموت میاره آبو

نمیذاره شهید شی

*

با گریه هات عزیزم

دل منو نسوزون

از تشنگی، زبونو

دور لبت نپیچون

 *

مادر، تیری که خورد به چشم ساقی

تیری که خورد به مشک ساقی

با حنجرت کرده تلاقی

چیزی ازت نمونده باقی

مادر جان

مادر، حرمله میخنده عزیزم

دل منو کَنده عزیزم

سرت به مو بنده عزیزم

بابا

خون تو دست بابا

به دست آسمون داد

آروم آروم خوابت برد

تا تیر تو رو تکون داد

 *

برا جوونی تو، چه نقشه ها که داشتم

عصای دستمو، کربلا جا گذاشتم

 *

دیشب خواب میدیدم دلم رو بردی

سه چهار تا دندون در آوردی

 *

از دست من غذا میخوردی

اما امشب

دلشوره دارم گاه و بی گاه

نگنه گُلِ جونم آااااااه

ببینمت رو نیزه تو راه

علی    علی

یادت باشه یه بارم

به من مادر نگفتی

مواظب خودت باش

از روی نی نیفتی

 *

دلم شکست تا دیدم

گهوارتو شکستن

رو ناقه دست من رو

رو نی سرت رو بستن

*

لالا حرمله میخنده عزیزم

دل منو کَنده عزیزم

سرت به مو بنده عزیزم

لالا لالا

 

 

شب هفتم - لالا لالا لالایی گل پونه (روضه) [ صوتی ] [ پخش آنلاین ]


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ