حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

اولین خاطرات من بعد صیغه کردنمون
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٩/٢۸
 

بعد صیغه کردنمون صبح چهار شنبه بود که رفتیم گروه خون...

((( همین الان عذر میخوام بابت این خاطره ولی چون تقریبا اولین خاطرمونه گفتم بگم)))

ازمایش ادرار مبخواستن بگیرن
گفتن برین تو دستشویی

اومدم درو ببندم یهو دکتره داد زد ممنوع.
بهش گفتم یعنی صاف صاف جلوتون.....؟324:

302:

اومدم بشینم گفت نشستن ممنوع302:

رومو اون ور کردم یهو دیدم 3 تا اینه قدی دور تا دورمه302:: بهش گفتم میخوای ببینی این چه کاراییه310:: یارو خندید. شانس ما باید وایساده ...

تو عمرمون 10 بارم این جوری نکردپه بودیم

حالا مگه بیرون میومد.


هر چی زور زدیم نشد...302:

رفتم بیرون حدود یک لیتر اب خوردم جوری که شکمم اون ور این ور میرفت

بعد 5 دقیقه رفتم دوباره با چند قطره 227:

خدا رو شکر اون روز جوری رفتار کردم که جلو خانوم ضایه نشه ولی شب نیم ساعت نیم ساعت میرفتم دستشویی302:

این اولین خاطرات من بود...

یادتون باشه (مجردا)صبح قبل رفتن تا میتونین اب بخورین و دستشویی نرن


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ