حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

کارت دعوت جشن من و خانومی (اینترنتی)
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٠
 

http://up1.iranblog.com/images/x3mh28b972ulu92vnu8.jpg

اینم کارت دعوت من به دوستای عزیزم که الان دسترسی بهشون ندارم ...

 

 

یه سری دیگم تو ادامه مطلب گذاشتم براتون که به من ربطی نداره

با تبریک پیوندتان ارزوی زندگی سعادتمندانه و شادابی رو براتون دارم


دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند

-------

 

 

یادتونه بچه بودیم می گفتین
ایشاا...عروسیتون
حالا وقتشه تشریف بیارید!

---------------------
دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند
------------------
من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم

هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم

قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید

طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم
----------------
لانه‌ای ساخته‌اند با گل یاس سفید

در فراسوی بهار، ما ترا می‌خوانیم تا به لطف قدمت

این دل کوچک ما گل به دامن بشود

در انتظاریم

با گل حضور خود

محفل آرای سرور ما باشید
----------------------
آغاز زندگی نوین خویش را جشن می‌گیرند

حضور شما در این جمع نشانه پاکترین محبتهاست
--------------------
برانیم تا دلهایمان را به مهر پیوند زده

بهار را به استقبال برویم.

حضورت ای دوست

قدمهایمان را استوار و دلهایمان را گرم می‌کند
-----------------
خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هرآنکه دوست‌تر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق هم برتر است.
------------------
بار سفر بسته‌ایم به قصد دریای همدلی

در پگاه آغازین این سفر همراهمان باشید
-------------------
خانه‌ای ساخته‌ایم سایبانش همه عشق

زیر پا فرش غرور در حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف دیدار تو را می‌طلبیم
------------------


می‌خواهیم مهربانی را بیاموزیم

موسم نیلوفران ما شما را می‌خواند

--------------------------

پایان هر رفتن رسیدن است

و ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آغاز یک رفتن است

در این آغاز همسفر ما باشید
---------------
همتمان بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و ما نوسفریم
------------------
دست در دست هم نهاده‌ایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گسترانده‌ایم تا هر خاطره‌ای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین
--------------------
آغاز می‌کنیم زیستن را

پیوستن

و یکی شدن را

لطف حضور شما در جشن این آغازمایه شادی ما خواهد بود
--------------
مرا به رجعت خورشید باور است هنوز

دل بسته‌ایم به صبح سپید، به سپیدی بلندترین تیله خورشید

دل بسته‌ایم به زندگی، با ما باشید.
----------------------
یادتونه بچه بودیم می‌گفتین

ایشاا.. خوشبخت بشین

حالا دعاتون مستجاب شد
-------------------
خانه ای ساخته ایم

سایه بانش همه عشق

زیر پا فرش غرور

و حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف و دیدار تو را می طلبیم
-------------------
متن کارت عروسی ملیکا شریفی نیا
بسمه‌تعالی شأنه

با عمل به سنت پیامبر اعظم(ص) مجلس جشن و سرور به مناسبت وصلت میمنت اثر عروس خانوم ملیکاخاتون «نقاش‌باشی و آکتوریس» صبیه ‌آقا محمدرضا خان شریفی‌نیا و سرکار علیه آزیتا خانوم حاجیان «از مشاهیر تیارت و سینما توقراف» و ماه‌داماد میرزا امیررضا «مدیر صنایع و طرب» ولدخلف محمودرضاخان طلاچیان از کسبه مومن و محترم بازار تهران و سرکار علیه ایران خانوم سروربخش در منزل شخصی منعقد است.

مدعوین محترم از خواتین مکرمه و رجال معظم در یوم‌الجمعه به دارالضیافه نزول اجلال بفرمایند که در آن انواع اطعمه و اشربه حلال و حلویات به نحو احسن مهیا می‌باشد و مراسم به قواعد اسلامی برقرار و مجلس از آلات لهو و لعب از جمله جاز و قیتار و ساکسیفون و ترومپت و دیگر آلات غنا مبرا و منزه بوده و متبرک به صلوات. لکن انواع کف و کل و بشکن و اصوات بلبلی بلااشکال است.-----------

---------------

 


 


 


آوای دلدادگی ضربان زمان را متوقف ساخته است



تا ما سوار بر قاصدک عشق ترنم انتظارت را سر دهیم .



آخر ,آرزوی وصل تو,از هر آنچه مارا به سوی هم فرا می خواند والاتر است .



و ای والا!



در این جمعه ما برای رسیدن به تو عقد یکی شدن می بندیم و در شوق


 این عهد , به جشن می نشینیم .

----

 

من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم
هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم
قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید
طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم

 


می سراییم با هم شعر شکفتن را در باغی از آرزو
با نوایی از پیوند
با آمدنتان هم صدایمان باشید

 


به نام انکه مروارید عشق را در صدف قلبها نهاد
به لطافت گلهای شقایق ، به تبش قلب دو عاشق

به مهر و محبتی که هر کس در قلب خود دارد

و آن را تقدیم به دیگری میکند


سوگند که اینهمه زیبایی و احساس، اینهمه محبت و اشتیاق و این همه تپش روحم،  همه برای توست

و
عشقم فقط برای توست!


یادتونه بچه بودیم می گفتین

 ایشاا...عروسیتون

حالا عروسیمونه، تشریف بیارید!!!!!!!

 


دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند

 


می سراییم با هم شعر شکفتن را در باغی از آرزو

با نوایی از پیوند،

با آمدنتان هم صدایمان باشید

 


قلب من و تو را

پیوند جاودانه ی مهری ست در نهان

پیوند جاودانه ی ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما

این عهد بسته باد

-------------
بقیه در ادامه مطلب...........

دست در دست هم نهاده‌ایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گسترانده‌ایم تا هر خاطره‌ای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

          که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین

 


قلب من و تو را

پیوند جاودانه مهری است در نهان

پیوند جاودانه ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما این مهر بسته باد

دل بسته‌ایم به زندگی، با ما باشید.

 


در میان همه گلهای نجیب             گل مریم چیدم

و در این محفل عشق          با دوصد شاخه یاس

مقدم پاک شما یاران را                  همه گل می‌کاریم


بنام مهرآفرین مهرگستر

کنار آشنایی تو آشیانه می‌کنم

فضای آشیانه را پر از کرانه می‌کنم

کسی سئوال می‌کند به خاطر چه زنده‌ای

و من برای زندگی تو را بهانه می‌کنم

امیدواریم که با گل وجودتان زیباترین نقش باغ خاطره این روز باشی
----------------------------------------------------------------------
کارت عروسی اهالی ادب وهنر

آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست

 با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید

 

ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است

 لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید

 

بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ

 معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید

 

تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه

 با غذا و میوه ی آن جشن افطاری کنید

 

البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها

 پیش فامیل مقابل آبروداری کنید

 

میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است

 پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید

 

گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی

دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید

 

موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان

 پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید

 

هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر

 هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید

 

در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب

 کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید

 

گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه

چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید

 

ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک

دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید

 

لامبادا، تانگو و بابا کرم یا هرچه هست

از هنرهاتان تماماً پرده برداری کنید

 

البته هرچیز دارد مرزی و اندازه ای

 پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید

 

حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری

 با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید

 

کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟

با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید

 

در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور

 بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنی
----------------------

در آسمان زندگی خویش جستجوگر ستاره‌ای بودیم بالاتر از تمامی ستارگان به درخشندگی خورشید و به پاکی دریا و یافتیم آنچه را که می‌خواستیم پس تو ای خوب در بزم آسمانی این دو ستاره بدرخش!

***

شاخ و دم که ندارد!

                         آدمیزاد احتمال دارد هر اشتباهی را مرتکب شود،

حالا مال ما یک کمی بد فرم تر بوده،

                                            ازدواج کرده ایم!

شما هم خبطی مرتکب شوید،

بیایید دور هم، همدیگر را دست می اندازیم،

                                                  می خندیم،

                 حال می دهد به جان شما

***

سخن از پیوند سست دو نام

و هم آغوشی در اوراق کهنه ی یک دفتر نیست

سخن از زندگی نقره ای آوازی ست

که سحر گاهان فواره ی کوچک میخواند

 ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم

در نگاه شرم آگین گلی گمنام 

سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست

سخن از روزست و پنجره های باز

و اجاقی که در آن اشیاء بیهوده می سوزند

و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است

 

 و تولد و تکامل و غرور

سخن از دستان عاشق ماست

که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم  

بر فراز شبها ساخته اند

***

 

*** 

لانه‌ای ساخته‌اند با گل یاس سفید

در فراسوی بهار، ما ترا می‌خوانیم تا به لطف قدمت

این دل کوچک ما گل به دامن بشود

در انتظاریم

با گل حضور خود

محفل آرای سرور ما باشید

***

روز وصل دوستداران یاد باد

مقدمتان به دیده منت

بار سفر بسته‌ایم به قصد دریای همدلی

در پگاه آغازین این سفر همراهمان باشید

***

زندگی رسم خوشایندی است

ما گره خواهیم زد

دلها را با عشق                   زندگی را با مهر

ما به یک آینه   یک بستگی پاک قناعت داریم

مقدمتان را گرامی میداریم

 ***

می‌خواهیم مهربانی را بیاموزیم

موسم نیلوفران ما شما را می‌خواند.

*** 

پایان هر رفتن رسیدن است

و ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آغاز یک رفتن است

در این آغاز همسفر ما باشید

 


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ