حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

گفتگویی با خدای عزیزمون
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱/۱٥
 

گفتگویی با خدای خودمون

 

*من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید
خدا گفت :


.......... نه آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.


*من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد*
خدا گفت : نه روح تو کامل است . بدن تو موقتی است.


*من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد*

خدا گفت : نه شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیستبلکه به دست آوردنی است.

*من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد*
خدا گفت : نه من به تو برکت می دهم خوشبختی به خودت بستگی دارد


*من از خدا خواستم تا از درد ها آزادم سازد*
خدا گفت : نه درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد.


*من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد*
خدا گفت : نه تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی.


*من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید*
خدا گفت : نه من به تو زندگی می بخشم تا تو از هم? آن چیزها لذت ببری

*من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم

خدا گفت : … سرانجام مطلب را گرفتی امروز روز تو خواهد بود آن را هدر نده.

 

*داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن ، برکت خواهی یافت


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ