حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

به بهانه فاطمیه ... مادر ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٩
 

یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی إلا أن یُؤذَنَ لکم ...

مادر !

همه می دانند که تو اجازه ندادی...

----------------------------------------------------------------------

 

 

ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت أیدی الناس

 

دنیا را به فساد کشید

با همان دستی که ...

و امروز صدای آن سیلی گوش زمین را کر کرده است .

----------------------------------------

لا یکلّف الله نفساً إلا وُسعها

 

مادر!

سینه ی تو چه وسعتی داشت !

وگرنه

آتش بسیار گدازنده تر از آن بود که ...

و ضربه

بسیار شکننده تر از آن که ...

---------------------------------------------

 

یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ... والله یعصمک من الناس

 

ای رسول من

تو علی علیه السلام را به ولایت و وصایت معرفی کن

ما تو را از فتنه های مردم محافظت می کنیم

بازوی فاطمه هست

نمی گذاریم به تو و رسالتت ضربه ای برسانند

سینه ی دخترت همه ی این ضربه ها را خواهد گرفت ...

---------------------------------------------------

 

تمشی علی استحیا...

 

حالا فکر کن یک دستش را هم به دیوار گرفته باشد...

---------------------------------------------

 

تمشی علی استحیا...

 

حالا فکر کن کوچه هم باریک باشد...

------------------------------------------------

 

حجر/97

فقط خدا می داند که سینه ی تو از کدام یک بیشتر به تنگ آمد

از نشستن او روی سینه ات

یا بردن نام مادرت با زبان کثیفش...

---------------------------------------------

مریم/۲۱،۲۲

 

اما این بار

در شعله ور بود

و او از شدت درد حمل

پناهی جز دیوار نداشت...

 

منبع :http://251.blogfa.com/


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ