حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

شب قدر ... و ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٥/٢۸
 

سلام خدا

سلام ماه خدا

امشب شب قدره

اولین شب قدر

دلم امروز یه جورایی بد گرفت

نمیدونم چرا باید این طور میشد

خدای خوبم...

خدای مهربانم.........

خدای امرزنده ام

خدای توبه پذیرم...

خودت گفتی هر کی بیاد پیشمو توبه کنه میبخشیشو  حتی تموم بدیهاشو به خوبی تبدیل میکنی...

منم امشب دوباره میام پیشت...

میام پیشت تا بدیهایی که کردمو به خوبی تبدیل کنی..

خدایا دوستت دارم

خدایا خیلی دوستت دارم ...

به خاطر خودت... به خاطر خدا بودنت... تموم داده و نداده هات..

دلم  همیشه به یادته... ازت میخوام لحظه ای منو به خودم وا نزاری و همیشه کمکم کنی... کاری کنی همیشه به یادت باشم و غافل نشم..

خدایا تو عادلی و میدونی که چقدر با این صفت زیبای تو من مانوسم و ایمان دارم بهش..

کاری کن همیشه و هر لحظه از یادت و عمل در راه اون کاری که گفتی غافل نشم...

الحمدلله...

 


ای خدا ای فاتح هر مشکلم

وی همه آرامش جان و دلم

 بشنو از دل راز یک بی آبرو

ده مجال گفتگویم، گفتگو

 در شب احیا به تو رو کرده‏ام

خویش را با توبه همسو کرده‏ام

 گرچه عمری با گنه بنشسته‏ام

گرچه قلب صاحبم بشکسته‏ام

 صبر کن، از کیفر من بر حذر

تا کنم در خویش تجدید نظر

 بهر تو خود را مهیا می‏کنم

توبه را در خویش احیا می‏کنم

 هر که باید رفت چون فرزند نوح

توبه باید، توبه از نوع نصوح

 چونکه امشب بامنیبین زیستم

راضی از عمر گذشته نیستم

 بر تو عمری بدگمانی داشتم

بهر شیطان آشنائی داشتم

 چون بگیرم آینه در دست خویش

فاش بینم، فاش، روی پست خویش

 گرچه دل بد کرده تکفیرش مکن

بنده‏ات برگشته تحقیرش مکن

 هرکه بر حال خراب خود رسید

پیش از مردن حساب خود رسید

 هر که گیرد آینه در پیش رو

کرده‏های خویش بیند مو به مو

 خویش را بیند که خود با خود چه کرد

تا بداند سخت باید توبه کرد

 باید از بگذشته‏ها عبرت گرفت

دست را بر زانوی همت گرفت

 حال باید وادی تحلیف رفت

یا علی گفت و سوی تکلیف رفت

 سخت باید نفس را بشکست و ماند

عهد و پیمان با شهیدان بست و ماند

 همچنان بار شهیدان مبین

مانده انبان یتیمان بر زمین

 راه ما راه شهیدان خداست

کیست پرسد ای خدا مهدی کجاست

 گرچه دل شرمنده است از روی تو

ای خدا با مهدی آمد سوی تو

 نیستم اینک از الطافت خدا

سینه‏ای دارم شبستان خدا

 یا حلیم امشب که من سرگشته‏ام

یا علی گویان سویت بر گشته‏ام


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ