حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

شبی که باید در عاشقی ثابت‌قدم بود. ..
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٥/٢۸
 

شب قدر، آبستن سپیده فلاح و رستگاری انسانهای دل سپرده به مهر مهربانترین مهربانان است.

شبی که باید در عاشقی ثابت‌قدم بود. در طلب کوشید و بیدار ماند و دیدار جست و احیا گرفت و به نیایش پرداخت و کار خیر کرد و صالحات به جا آورد و به نیازمندان رسید و دانایی طلبید و به دانش‌آموزی پرداخت

 

 

شب تا قدم در کوچه های شهر برداشت
کابوس بغضی خسته را در سینه ها کاشت

 در خانه ها لغزید دستش نرم و آرام
پرچم سیاه فتنه را بر بام افراشت

 


 سُر خورد تنهایی در آن چاهی که با اشک
سیلابهای درد را در خویش انباشت

 سو سو نمیزد بر فراز شهر جز داغ
داغی که دامنگیر شد از شام تا چاشت

 در آن شب قدری که قدرش را نمی دید
دست شقاوت تیغه ای از کینه ها داشت

 در سجده افتاد آفتاب و ذکر می گفت
در زیر لب«فزت برب الکعبه»را داشت

 


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ