حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

سرما نگو ... در حد تیم ملی
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۳۱
 

ماجرا ازون جا شروع شد که محمد حسین سرما خورد و پشت سرش منو خانومی بابا محمد و ......

سلام...

اومدم تهران ولی شروع اومدنم با سرمای شدیدی شروع شد تا جایی که یک شب نشده دیگه تحمل نکردمو دیشب امپولو ...

خانومیم دیروز دکتر رفت و قرص و ....

دیروز دانشگاه کار انتخاب واحدو رسیدم

خدا رو شکر مشکلت رفع شد

اگه سرما نمیخوردم میخواستم برم پیش بچه ها خوابگاه تا کار پروژه ام رو برسم

حالا ا فردا صبر میکنم

انشالله منو خانومی هر دو زودی تر خوب بشیم

موضوع کارمم خیلی جدی تر از گذشته شده برام

انشالله که خوب پیش بره...

راستی خیلی دلم برات تنگیده خانومی...

دوستت  دارم بی ریا...

 

---------------------------------------------------------------------

 

بندگی را آغازیست به بلندای عشق و به وسعت عرفان.عاشق باشیم و عارف...


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ