حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

این چند روز ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٤/٢٥
 

اوهوممممممممممممممم

من اومدم.

جاتون خالی رفتم شمال.

خیلی سبک شدم. اونقدر تو ٣  ۴ روزی که شمال بودم دور زدم که هر چی ر دلم از امتحانا مونده بودو خالی کردم )همون عقده گشاییه مثبت خودمون)

دوشنبه هم برگشتم تهرون.روز اخزییم نزدیک بود تو دیگ بخار شمال با بی برقی بپزمهیپنوتیزم.

فرار کردمآخدل شکسته

این چند روزم خیلی خوب بود تهرون.یه سری کارای خوب کردم..

دیشب حمید دوست قدیمیم اومد پیشمو با رضا رفتیم امام زاده صاح تجریش.خیلی حال کردم. البته برگشتنمون فیلمی شده بود با پنچر شدن موتور.خیلی خندیدیمخندهاز خود راضی


نکته غم انگیز :  ما نه شام داریم نه نهارناراحتوقت تماماخه تابستون دانشگاه غدا نمیدهافسوس.

نکته شاد کننده : خوابمو دارم تنظیم میکنم کم کم

نکته کسل کننده : امیدو علی رضا رتن شهرشون.فقط حسن پیشمه.اونم که خنثیابله مجبورم فقط الافی کنم در مواقعی که کار ندارم البته امروز خوش تیپه میاد پیشم (الان ذوق کرده ازش تعریف کردم)قهقهه.

 من دیگه برم گاوچران


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ