حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

چند کلمه از طلا بهتر..
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٠/۱٤
 

 

 

http://images.khabaronline.ir/images/2013/12/position50/2013_12_28_23_8_36.jpg

هر کس میانه اش با خدایش صفا باشد ، گمشده هایش را پیدا می کند .

شرح استاد (اینجا): وقتی انسان رابطه اش با خدا مکدر است فضای عالم بر او تاریک می شود . اما وقتی رابطه اش با خدا باصفا شد گرد و غبارها می نشیند و فضا آفتابی و لطیف می شود و آنوقت در روح و روانش هر آنچه را که گم کرده پیدا می شود .

اگر خدا را گم کرده ، پیامبر را گم کرده ، امام را گم کرده و حتی اگر خودش را گم کرده ، آنرا پیدا می کند .

باید کدورتها ، طلبکاری هایمان و توقع های بیجایمان را به یک گونه ای حل کنیم . راهش هم همین است که باید با خودمان بنشینیم و به قول معروف سنگ هایمان را با خودمان وا کنیم و خودمان را راضی کنیم که بیاییم و با خدا آشتی کنیم . به شیرینی و گوارایی رضا بدهیم آنچه را خداوند برایمان رقم زده است حال می خواهد در حوزه تکوین باشد یا در حوزه تشریع . اگر اینطوری شد آنوقت است که گمشده های ما پیدا می شود .

-------------------------------------------------------------------

وقتی دلت از خدا رضا شود ، غنچه ی دلت می خندد و باز می شود . آن وقت عطر و زیبایی آن آشکار می شود .

شرح استاد : دل مؤمن مانند غنچه می ماند . غنچه در ابتدا سفت و محکم مانند سنگ است، اما بعداً که می شکفد و باز می شود چقدر این برگها لطافت و عطر دل انگیز دارند .

دل مؤمن ابتدائش بسته است ولی وقتی دلش از خدا راضی شد و غصه دار نبود ، هر چند خنده ظاهری باشد که این تبسم تأثیرات مثبت بر روی خودتان و هم بر روی دیگران می گذارد . حالا اگر آن خنده ای که جان آدمی است و در دل انسان است و انسان می فهمد که خدا چه چیزهای بزرگی را به او داده است که تا دیروز نمی دانست ولی امروز در آن باز شد .

دل انسان که خندید یعنی این که غنچه شکفت و عطر آن تمام وجودش را می گیرد .

-------------------------------------------------------------------

هر وقت دلت خندید ، دیگر کارت تمام شده و به مقصد رسیده ای . هر وقت باران رحمت آمد و آفتاب محمد (ص) تابید ، خودت را به آن عرضه کن تا گــُلت بشکفد .

شرح استاد : " وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (شمس/1) سوگند به خورشید و گسترش نور آن‏ "

این خورشید، حضرت رسول مکرم اسلام (ص) می باشد . وقتی باران الهی و خورشید حضرت رسول(ص) تابیدن گرفت و غنچه دلت هم شکفت آنوقت دیگر کم و کسری نداری .



 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ