حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

شب قدر و...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٦/۱٥
 

سلام

دوباره ماه رمضونو شب های قدر گذشت ...

شبهایی که امسال برای من متفاوت تر از سالهای دیگه بود...

چون سه شب قدر کاملا متفاوت داشتم..

شب اول رو رفته بودم ارک و صدای زیبای حاج منصور ... چه شب زیبایی بود ...از 12 شب تا 3 سحر گاه ...

خیلی دوست داشتم  بازم اونجا باشم ولی نشد... اومدم خونه

شب 21 ماه مبارکو اول مسجد خودمون رفتم البته فقط به ته دیگش رسیدم (سینه زنی اخرش+ شوله زرد خوردنش) (((خنده))) ولی بعدش رفتم  حسینیه ثارلله که واقعا لذت بردم...

ولی ازین دو شب گذشته شب 23 ماه مبارک بود که کاملا استثنایی بود برام..

بر  خلاف سالهای دیگه اصلا جایی نرفتم...!!!بله ...!!! شب قدر رو خودم .....

امیدوارم خدا ازم قبول کنه...

به هر حال امیدوارم تقدیرات منو خدا در ماکسیمم مقدار توانایی و استعدادم قرار بده...

و نیز ... اللهم عجل لولیک الفرج...  

 


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ