حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

دوباره میرم دیارم اما این دفعه ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٧/۱۸
 

سلامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .

 

دارم میرم خونه ...

تا دقایقی دیگر راه میافتم...

این دفعه یه جورایی فرق میکنه اخه خیلی خوشحالم ...

به خاطر ٢ سه تا مساله  ....

اخه دیروز یه خبر شنیدم که شوکه شدم... یه مسافرت ... یه مسافرت بزرگ...

یه جایی که خیلی ته دلم بود... امسال اسمم واسه سفر خانه خدا در اومده ... البته نه از طرف دانشگاه بلکه با مادرو پدرم...

راستشو بخواین یه چیز این وسط ....

دوست داشتم و دارم و خواهم داشت با ..... برم...

هیشمه ته دلم این بود با خانومم برم ...

ولی باز اینم بگم قول کربلاشو هم از مادر گرفتم...

انشالله قسمت شما بشه.

قسمت های دیگر خبر خوب رو براتون بعدا اعلام میکنم ...

البته لازم نیست بگم اخه دوستان ای گیو بالا ١٨٠ دارن و نیاز به توضیح نیست :ِِd

خوب...

دلم این چند روز لک زده بود برا خونه...

دارم میرم..

دعام کنید...


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ