حرفهای دلم .... (حرفهای من با محبوبم )

زندگی به مثابه کوهی است سخت که باید از آن صعود کرد و کوله بارش عشق است و ایمان ...زندگی پر از لحظه‌های ناب است. باید عاشق بود تا فهمید ابرهای دوان روی قله دماوند به کجا چنین شتابان می‌روند و یا باد، برگ‌های پائیزی را تا کجا با خود خواهد برد.

وقتی ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۸/٦
 

وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست 

 

وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره  


وقتی تو زندگیت ،  زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری

 

وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده
 

 

وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی
 

 

وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می  یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی
 

وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی   بهت بده
 

وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه

 
وقتی دلت تنگ می شه ،  حتماً  وقتشه با خدای خودت تنها باشی

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/mataleb1/flow.matalebeziba.ir.jpg


 
comment نظرات ()
 
دکتر ....
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٤/٧
 

 دکتر مصطفی چمران
 
 «آیا هیچ گاه در دل شب دور از هیاهوی زندگی به آسمان پرستاره نگاه کرده‌اید؟ و روح شما به عظمت و زیبایی آن مجذوب شده است؟ این احساس احترام و ستایش به عظمت و زیبایی، اظهار خضوع و تسلیم در برابر خالق آن نیایش نامیده می‌شود.
 
نیایش، ارتباط قلبی است با ذات عالم هستی
 
نیایش، راز و نیاز درونی است با کمال مطلق
 
نیایش کشش روح است به سوی کانون غیرمادی جهان
 
نیایش پرواز انسان است به سوی پروردگار عالم
 
نیایش منحصر به انسان‌ها نیست تمام موجودات عالم در نیایشی بزرگ شرکت دارند هر یک به زبان خود خدا را تسبیح می‌کنند.
 
شعله شمع خود نیایشی است و سوختن پروانه نیایشی دیگر
 
خنده معصوم کودک نیایشی است و مهر پاک مادر نیایشی دیگر
 
نیایش یک سیر روحانی و مکاشفه درونی است که در آن وجود آدمی می‌جوشد، می‌سوزد به روح مبدل می‌شود به فراخنای عالم هستی بالا می‌رود و در وجود کل حل می‌گردد.
 
آدمی قلب دارد که مرکز احساس عرفانی و ارتباط با کانون نامرئی حیات و درک زیبایی است این قلب با محصولات عقل سیراب نمی‌شود نیایش لطیف‌ترین و عمیق‌ترین نیاز فطری قلب است.
 
هنگام نیایش پرده‌های ضخیم عالم محسوسات از روی قلب به کناری می‌رود و مشعل فروزان روح آدمی نورافشانی می‌کند.
 
نیایش آرامش ضمین می‌آورد نفس را تصفیه می‌کند روح را انبساط می‌دهد ایجاد نشاط می‌کند و ظرفیت وجود انسان را از کمال مطلق لبریز می‌نماید.
 
در میان نیایش ها نیایش عشاق شوری دیگر دارد. در میان عشاق عالم نیز علی (ع) جایگاهی خاص دارد.
 
علی مظهر کمال و عشق و انسانیت آن چنان عاشقانه راز و نیاز می‌کند که دل آدمی آب می‌شود آن همه قدرت و شجاعت با آن همه خضوع و بندگی آن همه شور و عشق با آن همه ترس از فراق، راستی که مافوق طاقت بشری است.
 
اگر پیرزنی ضعیف که قدم به دروازه مرگ نهاده است از ترس و وحشت در مقابل خدای تضرع کند چندان تعجب آور نیست یا بیچاره‌ مضطری که جبر زمان بی‌رحمانه خردش کرده است امن یجیب بگوید باز هم قابل درک است ولی آنجا که قدرتمندترین و بی‌نیازترین مرد روزگار از شب تا به صبح، خاضعانه راز و نیاز می‌کند و می‌گرید قابل فهم بشری نیست.
 
  علی فریاد می‌زند: خدایا من به خاطر ترس از جهنمت تو را نمی‌پرستم به بهشت تو نیز طمعی ندارم تو شایسته پرستشی و محرک من فقط عشق به تو است.
 
علی تاجر پیشه نبود که با خدای خود معامله کند و در ازای عشق پاداشی بخواهد عشق شیرازه حیات و هستی او بود و بدون عشق نمی‌توانست زنده بماند.
 
دعای کمیل شراره‌های آتشی است که از قلب و روح علی (ع) برخاسته و علی (ع) آن را به دوست خود کمیل تعلیم داده است. برای کسب فیض زنده دلان این نیایش بزرگ به فارسی برگردانده شده است.»


 
comment نظرات ()
 
سرگذست قاسم...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/۳۱
 

داشتم امروز سایتی رو نیگا میکردم که دیدم در مورد قاسم نوشته...


این پست من یادتونه که برای سال 91 بود؟

http://harfaye-delam.persianblog.ir/post/383/

اونموقع من دیوونه این مستند بودم و همین قاسم باعث شده بود که من یه بار راهی بندپی بشم و با اون منطقه اشنا بشم...

الن داشتم ارشیو رو نیگا میکردم که با کمال تعجب دیدم بعد اتفاق بزرگی مثل دیدن من و قاسم پستی نزاشتم...

من قاسم رو دیدم... تینار...

 

http://s3.picofile.com/file/7640201070/Tinar_2.jpghttp://www.bandpay.ir/wp-content/uploads/Tinar_1.jpg

شاید خدا خیلی منو دوست داشت که فلک چرخید و خود قاسم اومد پیش من...

16 بهمن ماه بود که تو پادگان یه سرباز اومد که فارسی هم بلد نبود... حتی با فرمانده تیپ  هم میگفتن فارسی صحبت نکرد و محلی غلیظ...

من حدود 10 رو نمیدونستم این قاسم قاسمیه که من خیلی دوس داشتم ببینم که الان کجاست و بعد اینکه فهمیدم فقط و فقط مات و مبهوت شدم...

من به عنوان ارشد سربازا سعیم بود مشکلی برا سربازام به وجود نیاد و به خصوص قاسم رو به کاری که تو ذاتشه ببرم.کاری که با اب و کوه و جنگل سروکار باشه ...

یه بارم با هم رفتیم تو جنگل که عکسای زیادی گرفتیم...

http://s5.picofile.com/file/8123952442/harfaye_delam_persianblog_15_.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8123952000/harfaye_delam_persianblog_12_.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8123951950/harfaye_delam_persianblog_11_.jpg

http://s5.picofile.com/file/8123952076/harfaye_delam_persianblog_14_.jpg

منو قاسم ازون به بعد با هم خیلی صحبت میکردیم و صداقت و پاکی و بی الایشیش مثل قبل بود...

خیلی حرفارو نمیتونم بگم چون واقعا نمیدونم  قاسم راضیه یا نه ولی همین قدر بگم قاسم بعد اون فیلم مستند تینار ازون جا میره و دیگه برنمیگرده و تو یکی از شهرهای مازندران پیش بردارش کار میکنه تا خدمتش ....

 

الان چند روزه که خدمتم تموم شده ولی دلم براش خیلی خیلی تنگ شده...

برا همه زلال بودنش.... برای پاکی و صداقت و بی الایشیش ...

http://s5.picofile.com/file/8123952034/harfaye_delam_persianblog_13_.jpg

همیشه در خاطرم باقی می مانی...

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
مغناطیس....
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱/٢٢
 

خیلییییییییییییییییییییییی  این اهنگو دوس دارممممممممممممم

 

تخدیم با عخششششششششششششش

 

 

دانلود آهنگ جدید روزبه نعمت الهی با نام مغناطیس

دانلود آهنگ جدید روزبه نعمت الهی با نام مغناطیس

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای روزبه نعمت الهی با نام مغناطیس با بالا ترین کیفیت
ترانه : فرزاد حسنی ، آهنگ و تنظیم : میلاد ترابی

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 

متن آهنگ روزبه نعمت الهی با نام مغناطیس:

یه چیزی پشت چشمات که مغناطیس رو رد کرده

شب های قبل تو باید به ایم تقویم بر گرده

کنار قلب تو مثل یه مردم رو به خوشبختی

تو احساسی بهم میدی شبیه غیرت ِ تختی

تو می پوشونی موهات رو غرور غنچه وا میشه

یه مرد از دامن پاکت طرفدار خدا میشه

به عشقم محرمی خانوم مثل گل دسته کاشی

فدای اون حیاتونم خانومی که شما باشی

میدونم گاهی از دستم شبا با بغض. می خوابی

نمی فهمم چی کم داری چرا اینقدر بی تابی

♫♫♫♫♫♫

ازم بگذر اگه راحت نگفتم دوستت دارم

اگه غمگین بشی از من گره می افته تو کارم

چه معمولیه رفتارم کنار قلب خوشحالت

ولی باور بکن خانوم هنوزم سخت می خوامت

به عشقم محرمی خانوم مثل گل دسته و کاشی

فدای اون حیاتونم خانومی که شما باشید

میدونم گاهی از دستم شبا با بغض می خوابی

نمی فهمم چی کم داری چرا اینقدر بی تابی

MP3 – 320

Roozbeh Nematollahi – Meghnatis

MP3 – 128

Roozbeh Nematollahi – Meghnatis


 
comment نظرات ()
 
ملا ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٧/۱۸
 

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجکاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم


NOBODY IS PERFECT
هیچ کس کامل نیست



اینگونه نگاه کنید...


مرد را به عقلش نه به ثروتش

.

زن را به وفایش نه به جمالش

.

دوست را به محبتش نه به کلامش

.

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

.

مال را به برکتش نه به مقدارش

.

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

.

اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش

.

غذا را به کیفیتش نه به کمیتش

.

درس را به استادش نه به سختیش

.

دانشمند را به علمش نه به مدرکش

.

مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش

.

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

.

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

.

دل را به پاکیش نه به صاحبش

.

جسم را به سلامتش نه به لاغریش

.

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش


 
comment نظرات ()
 
بزن چکه رو :)
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱٠/۱٤
 

┘◄رســول خــدا (صل الله علیه و آله)

♥•٠·˙ هر زنـــی که به شوهـــر خود ، آب گوارا دهد و او را سیــراب سازد بداند که این کار او از یک ســال عبـــادت بهتر است . یک سال عبادتــی که شبـــ ها تا به صبــح مشغول نمـاز باشد و روز هـا روزه بگیــرد.


✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧
وسائل الشیعه ج 20 ، ص 172 . جامع أحادیث الشیعه ج 20 ص 235


 
comment نظرات ()
 
اموزشات شوهر داری .....
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٧/٢۱
 

شوعر داری برای نوکی  و خانوم های شوهر دار !!!

 

خلاصه : برای آنکه زندگی زناشوئی از شادی ونشاط لازم برخوردار باشد، زن دربرابر شوهر باید اصولی را رعایت کند. شما خانم محترم در صورتی که این اصول را رعایت کنید ، همسر شما شیفته شما خواهد شد و تا آخر عمر عاشقانه دوستتان خواهد داشت . هرگز فراموش نکنید یک ” پر” را نمی توان با فشار و قدرت به جایی پرتاب کرد ولی همین” پر” را می توان با جریان ساده هوا به هر جایی فرستاد .


 ۱- درکلیه موارد معیشت اعم از تملک ودرآمد وغیره ازکلمه ما استفاده نمایید نه من وتو ؛ فراموش نکنید که اکنون زندگی مشترک شروع شده دیگرمن وتومطرح نیست.

۲- درمقابل شوهر خود هرچند حق باشما باشد، لجبازی واصرار نکنید.

۳- شوهر خود را بخصوص درمقابل بستگانش تحقیر نکنید. ازتعریف و تمجید بستگان خود درمقابل آنان پرهیز نمایید.

۴- از مخالفت ومشاجره با شوهر خود بپرهیزید.

۵- چنانچه کمک‎هائی ازطرف بستگان شما به شوهرتان شده آنها را به رخ او نکشید.

۶- با دوستان وآشنایان شوهرتان درمعاشرت‎ها بیش ازحد معمول گرم نگیرید.

۷- شوهر خود را درمعاشرت با اقوامش محدود نکنید.

۸ - دررفت و آمد و معاشرت با بستگان شوهر خود پیشقدم باشید.

۹- به بستگان نزدیک شوهر خود (مادرشوهر، پدرشوهر، برادرشوهر، خواهرشوهرو…) بیش از خویشاوندان دیگر احترام بگذارید.

۱۰- زحماتی که برای پذیرایی خویشاوندان شوهر خود متحمل می شوید به رخ شوهر خود نکشید.

۱۱- چنانچه در آمدی دارید و برای زندگی هزینه می‎کنید آن را بازگو نکنید.


۱۲- از مردان دیگر نزد شوهرتان تمجید نکنید. هیچ مردی را به رخ شوهرتان نکشید و ترجیح ندهید و در گفتار این موضوع را رعایت کنید.

۱۳- برای انجام درخواستهای خود با شوهرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننمایید.

۱۴- برای برآوردن نیازمندیهای خود از نظر مادی و غیر مادی امکانات شوهر خود را در نظر بگیرید و او را تحت فشار نگذارید .

۱۵- خود را برای شوهرتان بیارایید و بهترین و تمیزترین لباس خود را در مقابل وی بپوشید.

۱۶- در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید .او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان استقبال کنید.

۱۷- پس از مراجعت شوهر خود به خانه کارهای خود را حتی الامکان کنار بگذارید ودر حضور او بنشینید و با سخنان خوشایند و با گرمی با او خداحافظی کنید.

 

ادامه در پایین


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
گابریل گارسیا مارکز .......
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٦/۳۱
 
 
 
 
http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/53572.jpg
 
گابریل گارسیا مارکز به سرطان لنفاوی مبتلاست و می‌داند عمر زیادی برایش باقی نیست.بخوانید چگونه در این نامه‌ی کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی می‌کند:
اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده می‌کردم. به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی‌راندنم، اما یقیناً هرچه را می‌گفتم فکر می‌کردم. هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها می‌دادم. کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که چشم می‌بندیم، شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم. راه را از‌‌ همان جایی ادامه می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می‌خواستم که سایرین هنوز در خوابند. اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید، ‌ ساده‌تر لباس می‌پوشیدم، در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می‌کردم. به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمی‌شوند، بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند. به بچه‌ها بال می‌دادم، اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند. به سالمندان می‌آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می‌رسد، با غفلت از زمان حال است. چه چیز‌ها که از شما‌ها [خوانندگانم] یاد نگرفته‌ام ... یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قله‌ی کوه زندگی کنند و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است. یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت می‌فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند. یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند کند. چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام ... . احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا. اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن. به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. ... . همراه با عشق گابریل گارسیا مارکز

 تقدیم به دوست خوبم ایمان... بابای ایمانم رفت ...

برای روح پدر خوبش صلوات بفرستین...

http://151.0.img98.net/out.php/i316926_gabriel-jose-garcia-marqu-11.jpg


 
comment نظرات ()
 
مثبت ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٦/۸
 


چیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص می کند، تفسیر و نوع دیدشان نسبت به  وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع.
سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می آید.
باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی می برد.
هر اتفاقی که در زندگی ما پیش می آید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند. پس هرامری می تواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود.
مثبت اندیشی به ما کمک می کند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم .

کلمات نیز تأثیر بسیاری بر افکار و احساسات ما می گذارند.
کلمات می تواند ما را بسیار هیجان زده، متأثر یا خوشحال کند. پس دقت کنید کلماتتان را در جهت مثبت و زیبا کردن افکار و احساساتتان به کار ببرید.
به کاربردن واژه ها و عبارات تأکیدی مثبت در زیباتر شدن افکار و اعمال ما و بهبود کیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در زندگی می شود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه به اهدافم می رسم.»
هیچگاه مشکلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نکنید.       این یک اصل است.
این فکر که دنیا سرشار از مشکل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای مثبت و طلایی برای حل آن مسائل باشید. به کار بردن این روش باعث ایجاد رضایت در شما و حل شدن مسائل زندگیتان به گونه ای مثبت و خوب می شود.

نحوه اظهار نظر کردن در مورد دیگران و کارهایشان نیز بسیار مهم است. سعی کنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نکنید. ابتدا در مورد آن فکر کنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح کنید تا تأثیر بیشتری بر مخاطبتان داشته باشد.

نوع نگرش و تفکرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او می باشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است.
البته نباید فراموش کرد خوش بینی نیز می بایست عاقلانه باشد . نباید خوش بینی را با اعتماد کورکورانه به هر کسی یا هر چیزی اشتباه بگیریم.

یکی از مهم ترین موارد که اغلب فراموش می شود این است که کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی مان شکل می دهند. ما می توانیم با استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت ، انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم.

"برای مثال ما می تونیم از جایگزین های زیر در صحبت هایمون استفاده کنیم : "


 

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود
به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت
به جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده
به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما
به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه
به جای فقیر هستم؛‌بگوییم : ثروت کمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست
به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود
به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه
به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم
به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم
 

http://ma3ta.com



 
comment نظرات ()
 
نوکی طلا ....
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱٥
 

                 

             

           

           


 
comment نظرات ()
 
راز ۱۰/۹۰
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱٠/٩
 

راز ۱۰/۹۰ را کشف کن . پی بردن به اینراز زندگیت را تغیر خواهد داد  

ادامه مطلب


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
چند توصیه از حضرت آقا در رابطه با ازدواج به مناسبت اولین سالگرد بله برون منو خان
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٧
 
  • خوشبختی عبارت است از آرامش، احساس سعادت و احساس امنیت. جشن و اسراف و زیاده‌روی، کسی را خوشبخت نمی‌کند. مهریه و جهیزیه هم کسی را خوشبخت نمی‌کند. پای‌بندی به روشِ شرع است که انسان را خوشبخت می‌کند.
  • پدران و مادران، نسبت به مقدّمات غیر لازمِ ازدواج سختگیرى نکنند؛ جوانان که سختگیرى‌یى ندارند. بگذارند ازدواج اسلامى انجام بگیرد. بگذارند ازدواج براى دختر مسلمان و زن جوانى که در محیط اسلامى است، مثل ازدواج فاطمه‌ى زهرا(س) باشد.
  • به تشریفات خیلی اهمیت ندهید. عقد یک معامله ی انسانی است و معامله ی دلها و جانهاست، که اگر پای پول و ثروت به میان آمد، تبدیل میشود به معامله یی بازاری.

  • در ازدواج، اصل قضیه محبت است. دخترها و پسرها این را بدانند. این محبتی که خدا در دل شما قرار داده حفظ کنید.

  • یکى از معیارهایى که من به‏شدّت مایل به نفى آن هستم، مسأله ثروت است. وقتى جوانى مى‏خواهد ازدواج کند - چه پسر و چه دختر - اصلاً نباید ثروت همسر و نامزدش را مورد توجّه قرار دهد. به‏نظر من این یک جاذبه گمراه کننده است نه یک جاذبه حقیقى. پس این نباید مورد نظر باشد.

  • این تشکیل خانواده را دستِ کم نگیرید. شاید من بتوانم بگویم یکی از گناهان کبیره ی تمدن غرب نسبت به بشریت، این است که ازدواج و تشکیل خانواده را در چشم مردم سبک و کوچک کرد.

دعایی زیبا از حضرت آقا (کلیک)


 
comment نظرات ()
 
و آنگاه که تنها شدی ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٤
 

و آنگاه که تنها شدی

و در جستو جوی  تکیه گاه مطمئنی هستی

 بر من توکل کن

(قرآن کریم)


 
comment نظرات ()
 
با تو ....
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩
 

http://img.p30parsi.com/images/97765392669441204507.jpg


 
comment نظرات ()
 
و اما بر عکسش ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٧/٢٢
 

حضرت علی بن الحسین امام سجاد علیه السلام در مورد حقوق همسر فرموده اند :

و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او وسیله ارامش و رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده است.

هر کدام از شما زن و مرد بر نعمت وجود دیگری خدا را سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی است.

بر او و بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته و در معاشرت با او خوشرفتاری و رفق پیشه کنی اگرچه حق تو بر زن سخت تر و رعایت محبوب و مکروه تو (اگر زیاده خواهی نباشد) بر او لازم تر است ، ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش غریزه ای ست که گریزی از آن نیست و این حق بزرگی است.

رساله حقوق امام سجاد علیه السلام


 
comment نظرات ()
 
ببخشید آقا! می تونم به خانومتون نگاه کنم؟ واقعیت
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٤/٤
 

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :
ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
 
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
 
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری. ... می‌خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...
 
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد
 
خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
 
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...

 


 
comment نظرات ()
 
نیمه خالی لیوان --- اعمال روز 17 ربیع الاول
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱۱/۳٠
 

اعمال روز 17 ربیع الاول

راستش خیلی از وقتها عادت کردیم نیمه خالی لیوان را ببینیم در حالی که نیمه پری هم هست. امروز می خواهم در مورد یکی از همین نمونه مثالها صحبت کنم تا درسی برای خودم هم باشد. چه درسی؟

این جمله دانشمند بزرگ سیدبن طاووس را بخوانید.

سـیـد بـن طـاووس در کتاب اقـبـال می گوید: گروهى از مـسـیـحـیـان و جـمـعـى از مـسلمین را یافتم که تعظیم فراوانى از روز ولادت حضرت عیسى علیه السـلام مـى نـمـایـنـد و تـعـجـب کـردم کـه چـگـونـه مـسلمانان قانع شدند که روز ولادت پیامبرشان که اعظم از همه پیامبران است به این مرتبه از تعظیم و گرامیداشت باشد که کمتر از تعظیم مسیحیان است میلاد عیسى علیه السلام را.

این جمله ایشان عین حقیقت هست. باید قبول کنیم که ما در بزرگداشت میلاد پیامبر که بالاترین نعمت خداوند متعال بر انسانها بوده، خیلی کوتاهی می کنیم. در حالیکه روز 17 ربیع الاول یکی از روزهای مهم سال؛ می باشد.

امروز، روز بزرگى براى تاریخ اسلام بلکه تاریخ بشریت است؛ روز ولادت نبى مکرم و رسول اعظم اسلام، حضرت محمّدبن‏عبداللَّه و همچنین روز ولادت امام به ‏حق‏ ناطق، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام‏ و برکات این روز به خاطر آن ولادت عظمى‏ و ولادت امام بزرگوار، امام جعفر صادق، براى مسلمانها بسیار عظیم است.

بزرگداشت این روزها براى تذکر ماست؛ تذکر به عظمت مولود این روز، که حقیقتاً فهم و ادراک بشرى کوچکتر از آن است که بتواند آن حقیقت عظیم و آن روح والا و بزرگ را، با آن نورانیت، بدرستى درک کند.

یکی از نشانه های اهمیت اینگونه روزها؛ اعمال و آدابی است که توصیه شده انجام بدهیم. برای این روز هم اعمال فراوانی نقل شده که بخشی از آنها عبارتند از:

1- غسل کردن.

2- زیارت پیامبر و امیرمؤمنان از دور یا نزدیک‏.

3- روزه‏دارى. طبق روایت، روزه‏دارى در این روز برابر با روزه یک سال است.

4- دو رکعت نماز هنگام بالا آمدن آفتاب.

در هر رکعت پس از حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره توحید خوانده شود.

5- گرامى داشتن مسلمانان و صدقه دادن.

6- جشن و شادى کردن.

7- به مشاهد شریفه رفتن.

البته هر کدام از این اعمال توضیحاتی دارند که می توانید به کتابهای مثل مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی مراجعه کنید.


 

امروز شنبه و فقط دو روز تا مراسممون....

دعا کنین...

 


 
comment نظرات ()
 
آموخته های چارلی چاپلین ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢
 

آموخته های چارلی چاپلین

 
چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که...
 
با پول می شود 
خانه خرید ولی آشیانه نه، 

رختخواب خرید ولی خواب نه، 

ساعت خرید ولی زمان نه، 

می توان مقام خرید ولی احترام نه، 

می توان کتاب خرید ولی دانش نه، 

دارو خرید ولی سلامتی نه، 

خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، 

می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

آموخته ام که... تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی

آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است

آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت

آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم

آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم

آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است

آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند

آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد

آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند

آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم

آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد

آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان

آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد

آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد


 
comment نظرات ()
 
هفته یکی شدن مبارک ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۸/۳٠
 


سلام

نمیدونم از کجا بگم...

همه چیز به سرعت نور برای منو عزیزم داره میگذره...

منو محبوبم روز به روز داریم حس یکی شدن رو بیشتر از قبل درک میکنیم...

هر دومون خجالت میکشیم ...

البته اون از من بیشتر ...

این هفته پنج شنبه اتفاقی بزرگ قراره بی افته ...

برای همیشه ...تا ابد برای هم شدن ...

خدا رو برای همه نعمتهاش شکر میکنم...

این هفته با فامیل های همدیگه اشنا شدیم ...

ولی...

دوست دارم قبل همه اینها با محبوبم نزدیک تر بشم..

حرفای دلشو بشنوم...

حرفایی که شاید سالها منتظر بود تا چنین روزهایی بهم بگه ...


همه چیز اومه....  همه چیز برام ارامش بخشه ... همه چیز زیباست ...

دوست دارم با تموم وجودم دستاشو تو دستم حس کنم...

دوست دارم اون قدر نگاهش کنم تا خوابم ببره ...

دوست دارم ....


همه چیز داره برام زودتر از نور میگذره ....


 دوستش دارم    ...  ولی نمی دونم چرا  نمیتونم بهش بگم. ..

خیلی سخته ...

 

خدایا، عزیز منو همیشه سلامت و شاد و موفق نگهدار و بهترینا رو همیشه نصیبش کن ... الهی آمین


پ.ن : از خواب دارم غش میکنم.فردا صبح میخوام برم خونه...


 
comment نظرات ()
 
ܜܔنمــی تونمـــ بنویسمــــــــ !!ܜܔ
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۸/۳
 

img

 

 

بعضـــی وقتا نوشتن خیلــــی سخت میشه ...

 

هر روز نوشته های زیادی رو مـــی خونم ولی خودم نمی تونم بنویسم ...!!

 

می بینم که بعضــی ها چه زیبا می نویسن ...

 

بعضی ها می نویسن برای نیمه خالیشون ... برای اون ...

 

بعضـــی ها می نویسن برای هـــمه ..

 

بعضی ها رویایی می نویسن ... می خوان آدمو غـــرق کنن !!

 

بعضیا هر روز می نویسن و شیرین ... بعضیا دیربه دیر می نویسن و عالــی ...!

 

بعضیا از خیال های سبزشــــــون می نویسن ...

 

بعضیا می نویسن که بگن عشـــــق زنده است ...

 

بعضیا می نویسن به گرمـــی جنوب ...

 

به روشنــــی آفتاب ...

 

بعضیا می نویسن البته اگه فیلتر نباشن ...!!

 

بعضیا ... بعضیا از درد مردم ... از مردم ...

 

بعضیا می نویسن از دیده ها و شنیده هاشون ...

 

بعضیا قلم از دستشون در رفته و می رقصه !

 

بعضی هم قلـــم تو دستشون رشد کرده ...

 

بعضی ها می نویسن که یادشون بمونــــه ...

 

بعضی ها می نویسن که فرامـــوش کنن ...

 

پ.ن:

 

نمـــــی تونم بنویســـــــــم ...

روحــــم به جاهای دور دست نمی ره ...

در بنــــده ...

اسیر این تنـــــــــه ...

کلمه ها از کنار هم فـــــــرار می کنن ...

درست مثل آدمــــــــا ...

با هم قهــــــــرن ...

حاضر نیستن با هم توی یه جمله باشن ...

دوست دارن تنها باشن ... آزاد باشن و دور سر من بچرخن ...

نمی تونم بنویسم ... نمی تونم ...

تا جدایی هست ... نمی تونم بنویسم ...



 
comment نظرات ()
 
اعتراف میکنم...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۳:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٥
 

 

پنجره را باز میکنم

طلوع را میبینم و غروب را فراموش میکنم.

از اینکه در قلبم هستی و عشق منی افتخار میکنم.

دلم برایت تنگ شده عزیزم ، این را اعتراف می کنم.

 

نزدیکتر شدم... منتظرم باش گلم...


 
comment نظرات ()
 
چند جمله زیبا در مورد زنان
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٤
 

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد  می بود بهترین دوست شما  می شد
بردون

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر
هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند
جونسون
زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد .  
 آلفونس دوده


 
comment نظرات ()
 
شبهای فکر انتخاب
نویسنده : **مخمل** - ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/٢۸
 

 

سلام دوباره.چه شبی شده امشب

دو ساعت خوابیدمو بعدش بیدار شدم. فردا هم  7 صبح باید پا شم برم سر شالیزاری به بابا کمک کنم تو جمع کردن دسته برنجا!!

خدا رحممون کنه ... فکر کنم در 5 دقیقه اول با این گرمای هوا مقدار اب بدنم به صفر برسه !!!

البته نا گفته نمونه تجربه سال های پیش نشون میده سختیش همون یه ساعت اوله بعدش سنسورهای تشنگی و گرسنگی از کار میافتن ((خنده))


خب... از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است ...!!!

چند روزه داره به بزرگترین انتخاب زندگیم (( بعد انتخاب دین و عقیده))  فکر میکنم... تازه فهمیدن راسته میگن اگه میخوای اسپشال فکر کنی یه خورده(زیاد) سخت میشه و باید واقعا به خدا توکل کنی!!!

احساس میکنم ازون کاراییه که هر چی خودت بخوای پیش  بری تنها بیشتر کم میاری!!!

برام دعا کن !!!

 


 
comment نظرات ()
 
تولد من ( بعد 2 روز)
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۸
 

سلام

الان تو سایت دانشگاه هستم

دو تا مطلبو قبلو دقیقا موقع به دنیا اومدنم بعد ٢٢ سال!! نوشتم

..

ولی نت قطع بود

مجبور شدم نگهش دارم تا الان که تونستم نت گیر بیارم

!!!!!

پیش بینی های کلی من درست بود!!!

ادما همشون این طوری هستن!!!اونقدر درگیرمیشیم بعضی موقع که چیزای بزرگ رو هم حتی فراموش میکنیم چه برسه به یه تولد !!!

وای  که چقدر بده!!!

از خدا میخوام هیچ وقت منو اون قدر درگیر روز مرگی نکنه که چیزهایی مثل روز تولد و سالگرد ها رو برای عزیزام و دوستام فراموش نکنم...

-------------------------------------------------------

 

 تولد واژه ای ست در پی معنا شدن

 

  مفهومی ست در تب و تاب رسیدن

 

  تولد گاه بهانه ای ست برای دلتنگ خود شدن

 

  شانه ای ست برای جستجوی خویش

 

 

  تولد گاهی بهانه ای ست برای یک جمع دوستانه

 

  برای چند لحظه با هم خندیدن(هر چند به ظاهر)

 

  برای خرید یک شاخه گل

 

  برای جاری شدن یک قطره اشک

 

  و کشیدن آهی از سر دلتنگی

 

 

 

 

 

  تولد علامتی است پر معنا

 

 در سر رسید زندگی ما

 

  گاه بهانه ای ست برای نوشتن یک متن

 

  یا سرودن یک شعر

 

 

  تولد گاه بهانه ای ست

 

  برای فریاد بودن

 

  رهایی از پیله ی تنهایی

 

  و اندکی به دنبال خود گشتن

 

 

  تولد مفهومی ست

 

  ناپیوسته در زندگی امروز ما

 

  و عشق مفهومی ست پیوسته(اگر دریابیم)

 

  با عشق زندگی کن تا پیوسته متولد شوی

 

 

هر جا که باشی به یادتم و دوستت دارم مهربونم....

از خدا میخوام سال بعد کنارم باشی...

آم


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
راز آرامش و فراغت از اضطراب ...
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/٧
 

کشیش سوار هواپیما شد. کنفرانسی تازه به پایان رسیده بود و او می ‎رفت تا در کنفرانس دیگری شرکت کند؛ می ‎رفت تا خلق خدا را هدایت کند و به سوی خدا بخواند و به رحمت الهی امیدوار سازد. در جای خویش قرار گرفت. اندکی گذشت، ابری آسمان را پوشانده بود، امّا زیاد جدّی به نظر نمی ‎رسید. مسافران شادمان بودند که سفرشان به زودی شروع خواهد شد.

هواپیما از زمین برخاست. اندکی بعد، کمربندها را مسافران گشودند تا کمی بیاسایند. پاسی گذشت. همه به گفت و گو مشغول؛ کشیش در دریای اندیشه غوطه‌ور که در جمع بعد چه ‎ها باید گفت و چگونه بر مردم تأثیر باید گذاشت. ناگاه، چراغ بالای سرش روشن شد:

" کمربندها را ببندید!"

همه با اکراه کمربندها را بستند؛ امّا زیاد موضوع را جدّی نگرفتند. اندکی بعد، صدای ظریفی از بلندگو به گوش رسید،

" از نوشابه دادن فعلاً معذوریم؛ طوفان در پیش است."

موجی از نگرانی به دل ها راه یافت، امّا همان جا جاخوش کرد و در چهره‌ها اثری ظاهر نشد، گویی همه می‌کوشیدند خود را آرام نشان دهند. باز هم کمی گذشت و صدای ظریف دیگربار بلند شد،

" با پوزش فعلاً غذا داده نمی‌شود؛ طوفان در راه است و شدّت دارد."

نگرانی، چون دریایی که بادی سهمگین به آن یورش برده باشد، از درون دل ها به چهره‌ها راه یافت و آثارش اندک اندک نمایان شد.
طوفان شروع شد؛ صاعقه درخشید، نعره رعد برخاست و صدای موتورهای هواپیما را در غرّش خود محو و نابود ساخت؛ کشیش نیک نگریست؛ بعضی دست ها به دعا برداشته شد؛ امّا سکوتی مرگبار بر تمام هواپیما سایه افکنده بود؛ طولی نکشید که هواپیما همانند چوب‎ پنبه بر روی دریایی خروشان بالا رفت و دیگربار فرود افتاد، گویی هم‌اکنون به زمین برخورد می ‎کند و از هم متلاشی می گردد. کشیش نیز نگران شد؛ اضطراب به جانش چنگ انداخت؛ از آن همه که برای گفتن به مردم در ذهن اندوخته بود، هیچ باقی نماند؛ گویی حبابی بود که به نوک خارک ترکیده بود؛ پنداری خود کشیش هم به آن چه که می‌خواست بگوید ایمانی نداشت. سعی کرد اضطراب را از خود برهاند؛ امّا سودی نداشت. همه آشفته بودند و نگران رسیدن به مقصد و از خویش پرسان که آیا از این سفر جان به سلامت به در خواهند برد.
(((( بقیه در ادامه مطلب)))


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
تنهای تموم شد !!!
نویسنده : **مخمل** - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/٧
 

اخر سر تموم شد دوره دو و نیم روزه تنهایی من با ورود علی به اتاق


وایییییییییییی!!!!

چه سخته ادم یک کلمه هم صحبت نکنه در روز!!!

دیروز دیگه اتاق داشت باهام حرف میزد !!!

رفتم بیرون و برای خودم یه خورده خرید کردم !!! همون دست فروشه دوست داشتنیه بازار برلن که شلوارامو ازش میخرم!!هنوزم که هنوزه اونجا تو جای ثابت خودش کار میکنه!!!

یادمه اولین بار سه ساله پیش اولین بار یافت کردمش!!!!

دلم واسه خونه تنگ شده!!!دوس دارم برم بچرخم تو جنگل

دوس دارم برم کوه !!!


دوس دارم تو اب داد بزنم تا گوش ماهیا ویج ویج بشهقهقهه(الکی)

دوس دارم کنار ساحل راه برمو صدای اب و گوش کنم... مثل اون شب با بابا سعید!!

زیبا ترین شبای عمرم بود اون شب...

نیمه شب... نور ماه .. صدای موج ها اب نسیم ملایم.... و  (((( فکر )))


فکره یه زندگی !!!


><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><


 
comment نظرات ()
 
 



كد موسيقي براي وبلاگ