داستان کوتاه : چوپانی و تاجری دوست بودند و هردو هدف مشترک دور دنیا دیدن را داشتند، تاجر یه عمر پول جمع کرد برای هدفش ونهایت بعد 30 سال که خواست دور دنیا را ببینه از دنیا رفت و موفق نشد و چوپان هر روز با گوسفندانش به یه نقطه از دنیا رفت و بعد 30 سال در نهایت سلامت به شهر اصلیش با کلی ثروت اومد.

 

 

پ.ن:اگه عاشق هر چیزی هستید با اون زندگی کنید و هرگز برای رسیدن به اون چیز زندگی نکنید

/ 0 نظر / 3 بازدید